|
پایگاه اطلاعاتی و وبلاگ شخصی کاوه مفیدی شامل ورزشهای هاردفریسک، مچ اندازی، فیتنس، شنا، جودو، هاپکیدو، آیکیدو، پرورش اندام، بدنسازی، بادی بیلدینگ، دفاع شخصی، زیبائی اندام، یوگا، تغذیه و ورزش، سلامتی و . . . . آروزی، سلامتی، شادی و ثروت برای همه |
Through passion I gain strength, Through strength I gain power, Through power I gain victory, Through victory my chains are broken, Through passion I shall be set free. |
||
|
|
|||
|
|||
|
ورزش، تنها چیزی است که شاخه به شاخه کردنش خوب است! این موضوع بطور مشخص در مورد اکثر فعالیتها جنبه منفی پیدا میکند؛ یعنی اینکه شما مرتب برای انجام فعالیتهای اقتصادی، آموزشی، و غیره، از این شاخه به اون شاخه می پرید و هیچ کاری را به انتها نمی رسانید. روزی به دنبال ساخت و ساز میروید و بساز بفروش می شوید و سال دیگر به سراغ تاسیس گلخانه و پرورش گیاهان. امروز می روید برای تحصیل علم نجوم و فردا ساز به دست میگیرید! این حس و حال و این شاخه به شاخه پریدن ها برای خیلی از من و شما اتفاق می افتد ولی نتیجه چیزی نیست جز اینکه به جای صعود از شاخه های آن درخت، باید مثل تارزان فقط در عمق جنگل نفوذ کنیم! البته در ورزش نیز وقتی بحث "ورزش حرفه ای" پیش می آید موضوع همان است. یعنی برای "ورزشکار حرفه ای شدن"، باید یک شاخه را دنبال کرد ( که البته به گمانم قبلا در مورد زیانهای ورزش حرفه ای مطالبی با شما درمیان گذاشته باشم ) ولی موضوع "سلامتی" و "تربیت فیزیکی" در ورزش، ورای آوردن چندین مدال و یا کسب شهرت است. هیچ سبک ورزشی کامل و جامع نیست. از نمونه های بسیار مدرن و پیشرفته غربی گرفته تا نمونه های بسیار کلاسیک و با پیشینه های ده هزار ساله شرقی؛ هیچ کدام بطور مطلق، حتی در زمینه تخصصی خودشان نیز کامل نیستند، چه برسد به اینکه بخواهند در تمام ابعاد فیزیکی و سلامت جسم و روح مدعی باشند. درست مثل این است که مواد غذائی بخواهند با هم رقابت کنند: یکی منبع ویتامین A ولی بدون کلسیم و یکی فیبر بسیار غنی و فاقد پروتئین. آیا واقعا میتوان یک ماده غذائی پیدا کرد که همه نیازهای بدن را پاسخ بدهد؟! حتی خوراکی ها هم که مجموعه ای از مواد غذائی هستند نمیتوانند گستره نیازهای بدن انسان را پوشش دهند و اینجاست که ما به سمت خوردن انواع خوراکی ها و مواد غذائی می رویم و تازه، در برخی مواقع باید بعضی از مواد غذائی را برای بهبود و یا رسیدن به یک وضعیت خاص بدنی به رژیم خود اضافه یا از آن کم کنیم. پس در ورزش کردن میتوان "شاخه به شاخه" پرید و اطمینان داشت که بسیار بالاتر و مجهزتر از حرفه ای ترین ورزشکاران بود. چرا که اصولا تعریف "حرفه ای بودن"، یعنی تک شاخه بودن و تمرکز بر بخشهای فیزیکال خاص؛ یا در بهترین شرایط، تمرکز بر شیوه ها و فلسفه های خاص که با تجربه های شخصی من، این هرگز راه تعالی فیزیک بدن و متافیزیک ذهن نیست. پس امروز بروید سراغ والیبال و روزی دیگر به سراغ کوهنوردی! و خود را از لاک تک بعدی درآورید. |
مدتها در این بخش، یعنی
سایت ورزشی هارد فریسک شاهد فعالیت نبودید و به گمانم علت آن چندان
نباید برای بازدیدکننده ها مهم باشد، بلکه مهم این است که دوباره
بازگشته ام و به شما اطمینان میدهم که عدم حضور، صرفا در حیطه و بخش
سایبری و به قول عام، در سایت اینترنتی بود. وگرنه در این مدت، مطالعات
و تحقیقات و تجربیات شخصی بی شماری داشته ام که طبق روال گذشته، بطور
مستمر و به جا در اختیار شما خواننده گرامی قرار خواهم داد.
از اینکه مرتبا به
بخشهای وب سایت سر میزدید و صفحاتی را که در
Favorite مرورگر وب خود قرار داده بودید، دنبال میکردیدٰ خرسند
و خوشحال میشدم ولی از طرفی ناراحت از اینکه امکان سرویس دهی وجود
ندارد.
قابل توجه آن دسته از
دوستان که بارها و بارها برای خرید هندگریپر پیگیری نمودند؛ همانطور که
شاهد بودیدٰ نوسان شدید در قیمت ارز در ایران و همچنین عدم وجود ارز
کافی که از طرق 100٪ قانونی تهیه شده باشد، باعث شد تا فروش هندگریپرها
بطور کامل منتفی گردد. امیدوارم که در آینده نزدیک با ثبات در بازار
دلار، بازهم شاهد عرضه این محصولات ورزشی بی نظیر باشیم. ( اکنون کسانی
که این ابزار ورزشی را قبلا تهیه کرده اند بیشتر به ارزش و کاربرد آن
پی می برند :)
|
||
|
مسلما در
بحث دفاع شخصی، دستها نقش بسیار بزرگی بازی میکنند و این در دنیای نا
امن امروز، بسیار مهم جلوه میکند. مگر آنکه تصور کنید که حادثه و نا
امنی فقط برای همسایه شماست! |
حتی اگر فقط به دنبال
پرورش عضلات هم باشید، بازهم دستها بهترین نقطه اتکا هستند چرا که اغلب
تمرینات دست میتوانند موجبات پرورش عضلات بزرگی را فراهم کنند. یعنی
فوکوس روی دستهاست ولی منجر به افزایش حجم عضلانی بی نظیری در اطراف
خود میشود. البته توجه داشته باشید که تمرینات خاصی برای دستها باعث
این مسئله میشود و در حقیقت تمریناتی هستند که تاثیر بیشتری دارند مثل
انواع خم کردنها و پاره کردن ها که مطمئن هستم حتی تابحال به فکر خیلی
ها هم نرسیده است چه برسد که این تمرینات را بصورت روتین انجام داده
باشند.
در خم کردن ها، عضلات بسیار ریزی درگیر میشوند که حتی فکرش را هم نمیکنید و این عضلات معمولا نادیده گرفته میشوند و کار کردن به روی آنها، کیفیت عضلانی بالاتنه و کور را به طرز شگفت انگیزی افرایش میدهد. بنابراین حتی اگر فقط عضله میخواهید، بازهم تمرینات دست بسیار موثر و کارآمد هستند، آنهم در کل بالاتنه و مرکز بدن. |
||
|
آبرو و هویت یک اجتماع ورزشی، در طی سالها و دهه ها ایجاد میشود
...موضوع اینکه صنف ورزش هم مانند تمام اصناف با خشک و تر میسوزد و یک مربی یا باشگاه بد میتواند نظر شما را برای تمام عمر تغییر دهد و این حقیقتا منصفانه نیست ولی متاسفانه یک حقیقت است...
|
دستها توان فیزیکی بدن
شما را به مرحله اجرا می گذارند؛ و این دستهای شما هستند که قدرت شما
را قابل استفاده و اجرائی میکنند. میخواهم در یک جمله بگویم که برای
نمایان کردن و بروز قدرت کل بدن خود، در اکثر مواقع نیاز به قدرت دست
است؛ دقیقا مانند تفکر آشپزی در یک آشپز حرفه ای که نهایتا با دستان وی
به مرحله اجرا گذاشته میشود یا تفکر یک آیکیدوکا که باید با هماهنگی
حرکات دستش به نقطه اجرای فنون برسد.
ماجرا این است که معمولا قدرت عضلات بزرگ شما بسیار بالا میرود، عضلاتی مانند: پشت، ساق پا و شانه ها. این عضلات بسیار بسیار نیرومند میشوند ولی اغلب مردم در دستها ضعیف هستند و ضعیف باقی می مانند. و این دستها هستند که در دنیای حقیقی و نه در باشگاه، شما را متوقف میکنند یا میتوانند شما را با سرعت به جلو ببرند. به سادگی، اگر شانه شما بتواند مثلا 500 پوند نیرو وارد کند ولی دستهای شما به 200 پوند محدود شود، مشخصا شما در دنیای واقعی دچار مشکل خواهید شد و این دردناک است! اینطور نیست؟ |
||
|
فلسفه اصلی ورزش و تمام فعالیتهای ورزشی و فیزیکی، رقابت با خود و پشت سر گذاشتن محدودیتهای خودتان است یک بار از یکی از مربیان بنام پرورش اندام در باشگاه شنیدم که به من گفت: ... زور ارثیه، زیاد خودتو خسته نکن...اگه نمیتونی بیشتر از این وزنه رو روی سینه ببری یعنی زورت نمیرسه چون ژنشو از اول نداشتی..." من خیلی فکر کردم، طبیعی بود که هر کسی هم جای من بود جا میخورد: یعنی من زورم کمتر از بقیه است؟! این قضیه مال 8 سال پیش بود، وقتی وزنه هائی به مراتب سنگین تر از آنکه آن روز میزدم را به سینه چسباندم، با اقتدار در ذهنم گفتم که آن مربی سواد نداشت و دیگر هرگز به باشگاه پرورش اندام نرفتم!!!!! موضوع قدیمی ولی بسیار مهم " ژن و محیط " را وقتی 18 سال داشتم در دانشکده پیراپزشکی مطالعه کردم و این کانسپت را به مرور زمان فهمیدم و درک کردم و تمام جوانب آن را شیرفهم شدم. نمیدانم دقیقا منظورم را چگونه تفهیم کنم ولی، صرف نظر از اینکه اصلا شما ژنی بنام مثلا " پرورش اندام " داشته باشید یا نه یا اینکه خدای نکرده اصلا با نقص عضو مادرزادی به دنیا آمده باشید، فلسفه اصلی ورزش، تمام فعالیتهای ورزشی، حتی پرورش اندام، رقابت و "پشت سر گذاشتن خودتان" است. بخاطر داشته باشید، مهم نیست که شما از من سریعتر میدوید، مهم این است که امروز چقدر از دیروز خود سریعتر دویده اید؛ مهم نیست سریعتر بدوید، مهم این است که بدوید! در مورد موضوع ژن و محیط هم به سادگی مشخص است که با تمرین و تفکر میتوان تقریبا تمام محدودیتهای فیزیک انسان را پشت سر گذاشت؛ پرورش اندام که عددی نیست! |
دستها ابزارهای اصلی
انسان هستند
قدرت دستان شما میتواند
زندگی خودتان و حتی دیگران را نجات دهد! اغلب مردم در دنیا نمیتوانند
خود را از یک دیوار بالا بکشند و این چیزی نیست جز ضعف دستها و این ضعف
خیلی مواقع به قیمت جان آنها تمام میشود. این موضوع ممکن است در هر
لحظه و بطور اضطرار اتفاق بیفتد: یک سیل، حمله یک جانور وحشی و یا هار،
فرار از دست یک جنایتکار و ...
اینکه در اجتماع کنونی، با شکل زندگی فعلی، تصور میکنید که قدرت دست به کار شما نمی آید چندان هم عجیب نیست، ولی واقعی و منظقی نیست. بنابراین بر خلاف جریان موجود و تفکر نادرست، شما به دنبال تقویت ابزار اصلی خود باشید تا بتوانید از آنها بطور عملی استفاده کرده و در موقع لزوم جان خود و خانواده خود را نجات دهید. بخاطر داشته باشید: برای
بلند کردن یک وزنه سنگین در سالن ورزشی زندگی، برای شما کف نخواهند زد،
مگر آنکه آن وزنه، کیسه و گونی سنگین بک پیر مرد ناتوان باشد!
|
||
|
فبسفه سبک ورزشی هارد فریسک بر مبنای رسیدن به توانائی هایی است که شما را برای بخش فیزیکال یک زندگی سالم و امن انسانی یاری میکنند. از دیدگاه من، کسب این قابلیتها برای عموم افراد امکان پذیر و میسر است؛ تنها با دانستن روش صحیح، تمرین، مرور نتایج و تصحیح خطاها و کمبودها. هارد فریسک، راز بقا از طریق ورزش و تمرینات خاص بدنی است هارد فریسک توانائی ها را الزامی و کلیدی میداند که برای بقاء نوع انسان ملزوم است. مسلما تعریف این توانائی ها به مرور زمان و با تغییرات محیط زندگی انسان تغییر میکند و این لازمه یک سبک ورزشی پویا برای ادامه یک زندگی حقیقی است. هارد فریسک شما را برای یک زندگی امن آموزش میدهد تاکید HF بر بخش فیزیکال و توانائی های فیزیکی انسان است و مقولات منتالی و روانی و ذهنی در پله های بعدی قرار دارند که اصولا تمرکز زیادی از طرف اچ.اف. بر آنها نمیشود زیرا گفته " عقل سالم در بدن سالم " من را بر این داشته است که از تمرکز اصلی به روی این بخش صرف نظر کنم که اصولا من در آن موارد ( مسائل روحی و روانی ) صاحب نظر هم نیستم. هارد فریسک ذاتا یک شیوه ثابت ورزشی نیست و مسلما با شرایط زمانی و مکانی دگرگون میشود هارد فریسک شما را برای یک زندگی امن آموزش میدهد، زندگی که سرشار از لحظه های زیباست، در یک آن میتواند با تهدیدات معمول و غیرمعمول، کاملا دگرگون شده و عذاب آور شود تا آنجا که زندگی از انسان گرفته میشود. بنابراین هارد فریسکف راز بقا از طریق ورزش و تمرینات خاص بدنی است. هارد فریسک توانائی ها را کلیدی میداند که برای بقاء نوع انسان ملزوم است لازم به ذکر است که بخش عمده ( حدود 98 درصد ) مقالات این وبلاگ شخصی ورزشی بر مبنای تفکرات و فلسفه هارد فریسک که توسط شخص خودم طراحی شده است، نگاشته شده اند و فقط حدود 2 درصد نوشته ها به ترجمه های صرف و مستقیم باز میگردد که آنها هم در جهت موضوعات مرتبط هستند. ضمنا هارد فریسک، ذاتا یک شیوه ثابت نیست، و همانطور که قبلا اشاره کردم، با تغییرات زمانی و مکانی، رشد و تکامل و تغییر می یابد بنابراین، راه تعالی و تکمیل آن بسیار طولانیست. ولی هدف ثابت است: کسب قابلیتهای فیزیکی که برای زندگی امن و سالم نیازمندیم. |
این دستها هستند که بدن
را هدایت میکنند!
از جنبه و دیدگاه سیستم
عصبی و سامانه نرونها، دستها اندامهای بسیار بزرگ و با اهمیتی هستند
زیرا دارای دو برابر پایانه عصبی بیشتر نسبت به دیگر قسمتهای بدن هستند
و این تمرکز فوق العاده بالای آکسونها در نوک انگشتان ( پنجه ها ) به
حداکثر خود میرسد!
بنابراین
وقتی دستهای خود را تمرین میدهید و آنها را قوی میکنید، عملا بخش عمده
ای از اعصاب را تحت پوشش فرار داده و سیستم عصبی را بهبود بخشیده اید.
و میدانیم که نیرو و قدرت اعصاب، یکی از فاکتورها و المانهای بسیار با
اهمیت در سلامت و قدرت عمومی بدن است.بخاطر داشته باشید که دستها در اصل، اندامهای اصلی حس لامسه اند و بیشترین فیدبک لمسی از انگشتان صادر میشود و این یعنی اینکه پتانسیل بسیار بالائی در دستها برای موقعیت یابی و تثبیت موقعیت بدن وجود دارد. پس: دستهای خود را فراموش نکنید و بخاطر داشته باشید که قدرت دست فقط به جلو بازو و پشت بازو نیست پاورقی: منظور از پایانه های عصبی یا همان nerve endings است که عبارت است از: انتهای یک آکسون (axon) که به یک سیناپس (synapse) ختم نمی شود. |
||
|
این کاملا
صحیح است که آی کی دو، حول محور قدرت بدنی نمی چرخد. یعنی فلسفه بنیادی
آن بر مبنای نیروی جسمانی بنا نشده است ولی اشتباه نکنید، این در
مقایسه ورزشی مثل کشتی با آیکیدو صادق است. توان جسمانی، نقش کلیدی را در آیکیدو بازی میکند نشانهای
بسیار ساده برای رسیدن به اینکه " توان بدنی شما، مهمترین عامل در
پیشرفت در آیکیدو است " را با همان چند جلسه اول درخواهید یافت و نیازی
نیست من قسم بخورم که چنین است و چنان. ولی شما به من بگوئید، کسی که
باید در تمرینات وارم-آپ در کلاس، روی مچ دست و روی پنجه خود شنای
سوئدی برود، جزو کدام دسته است؟ افراد کم زور و یا پر زور؟ افرادی که
قدرت بدنی متوسط به پائین دارند یا آنهائی که قدرت بدنی نسبتا بالائی
دارند؟ حال آنهائی که در گرم کردن برای شروع مشکل دارند، چگونه پله های
ترقی را با شما همزمان طی میکنند؟! آی کی دو، حول محور قدرت بدنی نمی چرخد پس باور داشته باشید که توان جسمانی، نقش کلیدی را در " حتی آیکیدو " بازی میکند؛ و نداشتن ابن قابلیت های جسمانی برای شروع مهم نیست، ولی کسب کردن این توانائی ها را باید دنبال کرد. |
قصد کردم هفت مطلب در مورد
اینکه: چرا باید
حتما دستان قوی داشت؟ بنویسم که این اولین شماره است.
منظور من دقیقا تفکر
رادیکالی در مورد قدرت دستان شماست، بله: چرا باید دستان نیرومندی
داشته باشبد و چرا تمرکز به روی این بخش از بدن باید بسیار زیاد باشد؟
شما
هرگز نباید جزو گروهی باشید که برای باز کردن درب ظرفهای مختلف خوراکی
دست به دامن دیگران میشوند
شاید بخندید و شاید گریه
کنید: ممکن است بخندید چون هنوز به اهمیت موضوع پی نبرده اید و شاید
گریه کنید چون قبلا با این مورد برخورد کرده اید و میدانید دقیقا چه
میگویم:
یک جمله ناقص کوتاه:
اولین دلیل، درب شیشه، در قوطی و امثالهم!
شما نباید قاعدتا جزو
گروهی باشید که معمولا برای باز کردن درب ظرفهای مختلف خوراکی و
نوشیدنی، دست به دامن دیگران میشوند! مگر اینکه زیر 13 سال سن داشته
باشید!
در این صورت به سادگی
خود را تست کیند و خود را گول نزنید: آیا بالای 13 سال سن دارید؟ آیا
پیش آمده است که حتی یکبار، فقط یکبار، برای باز کردن درب شیشه مربا یا
نوشابه یا هر چیز دیگر، دست به دامن پسرخاله یا دختر عمو یا حتی مادر
خود شده باشید؟
اگر جواب شما مثبت است،
شما بطور مشخص در قدرت بدنی مشکل دارید! و بدانید که این موضوع اصلا
کوچک نیست زیرا بطور مشخص با روحیه شما و انرژی فیزیکال شما مرتبط است؛
یعنی با زندگی شما ارتباط دارد!
قبل از اینکه دفعه بعدی
برسد و شما بازهم برای باز کردن درب فلان چیز به دوستتان و یا پدرتان
رجوع کنید، به فکر فرو روید و برای قدرت دستان خود راهی بیاندیشید.
پاورقی: حتما توجه
داشته باشید که وقتی فشار زیادی را برای بازکردن درب برخی چیزها
مثل شیشه مربا یا نوشابه یا آب لیمو اعمال میکنید، دست شما در اثر
شکستن شیشه در پنجه ها آسیب نبیند.
|
||
|
گمان میکردم این موضوع کاملا عیان است ولی بازهم مسائلی را می بینم که مرا وادار میکنید بازهم تکرار کنم، شاید به گوش برسد؛ ماجرا بازهم سر مربی خوب و بد است.
اگر شخصی دوره کاراته را در چین گذرانده باشد، لزوما از کسی که همان دوره را در ساحل عاج گذرانده، برتر است ؟ !
برتری از آن کسی است که کردار درست دارد و نتیجه دانش وی قابل لمس و عیان است
|
شاید قبلا هم به زبانی
دیگر در مورد این موضوع صحبت کرده باشم که: چگونه میتوان به یک سبک ورزشی و
یا یک مربی اطمینان و اعتماد کرد؟
نتیجه
یک معادله، بهترین فاکتور سنجش و آزمون یک موضوع است
من شخصا شدیدا نتیجه گرا هستم؛ یعنی اعتقاد دارم که نتیجه یک امر، بهترین فاکتور سنجش و واقعی ترین عامل برای بررسی و آزمون یک موضوع است. یعنی اینکه در مورد بحث ورزش، بهترین فاکتور سنجش مثلا برای یک سبک ورزشی، نتیجه ای است که پس از اجرای آن سبک می بینید و لمس میکنید. وقتی به یک سبک ورزشی و یا دیدگاه تربیتی بدن اعتماد کنید که نتیجه آن عیان، قابل لمس و مشهود و ملموس باشد. من معتقد هستم زمانی میتوان به یک سبک و سیاق ورزشی اطمینان کرد، که نتیجه آن، یعنی فرد یا افرادی که با آن روش ورزش میکنند را ببینیم و ادعاهای آن روش را با آنچه که محقق شده است مقایسه کنیم. مثلا من به شما میگویم که فلان روش را بکار ببندید تا مثلا شکم شما کوچک شود؛ راحت ترین راه همان: "کل اگر طبیب بودی، سر خود دوا نمودی" است. یعنی اگر این روش برای شخص خود من که چنین ادعائی را میکنم، جواب داده است، پس میتوان به آن اطمینان کرد، اگر نه، چه دلیلی وجود دارد که باید به این ادعا و آن مدعی اعتماد کرد؟ و به نظر من، این روش بسیار ساده و کارآمدی برای تشخیص مدعی صالح از غیر صالح است؛ مربی واقعی از مربی غیر واقعی، سبک و سیاق ورزشی حقیقی از روشهای غیر حقیقی. |
||
|
شنیدن چند
کلمه از بروس لی، این اسطوره هنرهای رزمی در دنیا و بنیان گذار سبک
رزمی "جیت کان دو"، خالی از لطف نیست. نمیخواهم اسطوره پروری کنم و
حداقل، بروس لی نیازی به تعریف و تمجید کسی ندارد؛ فقط یک جمله میگویم
و آن اینکه: I have not invented a "new style," composite, modified or otherwise that is set within distinct form as apart from "this" method or "that" method. On the contrary, I hope to free my followers from clinging to styles, patterns, or molds. Remember that Jeet Kune Do is merely a name used, a mirror in which to see "ourselves". . . Jeet Kune Do is not an organized institution that one can be a member of. Either you understand or you don't, and that is that. There is no mystery about my style. My movements are simple, direct and non-classical. The extraordinary part of it lies in its simplicity. Every movement in Jeet Kune-Do is being so of itself. There is nothing artificial about it. I always believe that the easy way is the right way. Jeet Kune-Do is simply the direct expression of one's feelings with the minimum of movements and energy. The closer to the true way of Kung Fu, the less wastage of expression there is. Finally, a Jeet Kune Do man who says Jeet Kune Do is exclusively Jeet Kune Do is simply not with it. He is still hung up on his self-closing resistance, in this case anchored down to reactionary pattern, and naturally is still bound by another modified pattern and can move within its limits. He has not digested the simple fact that truth exists outside all molds; pattern and awareness is never exclusive. Again let me remind you Jeet Kune Do is just a name used, a boat to get one across, and once across it is to be discarded and not to be carried on one's back. Bruce Lee
منبع : از صفحات ویکی پدیا |
حتما بارها از خود پرسیده
اید که کدام هنر رزمی بهتر است؟ و کدام مارشال آرت را میتوان بعنوان
برترین ورزش رزمی دنیا معرفی کرد؟
کدام
هنر رزمی بهتر است؟
کاراته، کنگ فو، تکواندو، جودو، جوجیتسو،
آی کی، آیکیدو، کنجوتسو، کیتوریو، هاپکیدو، و صدها تیتر
دیگر؟!
به سادگی به شما میگویم که به هیچ عنوان، هنر رزمی خوب و بد نداریم! و بهترین و بدترین هنر رزمی وجود ندارد! چرا که ابن شما هستید که باید ببینید کدام ورزش رزمی برای شما بهتر است. با درنظر گرفتن فرهنگ بومی، روحیه، فیزیک و خواسته هایمان می توانیم بهترین هنر رزمی را برای "تنها خودمان" تعیین و انتخاب کنیم. برهان آشکار این مدعا، تفاوت در هنرهای رزمی رایج و بومی در هر کشور است :) در هر کجای دنیا با یک یا چند رشته رزمی و فنون جنگاوری آشنا میشوید و هرگز نمیتوانید یکی را بر دیگری برتری دهید. ضمن اینکه اصولا بخاطر داشته باشید که هنر رزمی مسابقه ای و در رینگ، با آنچه حقیقی است ( در میدان جنگ، در خیابان، و در زندگی روزمره ) بسیار متفاوت است و این دو را هرگز نباید با هم مقایسه کرد و باید ببینید شما دقیقا کدام را میخواهید. |
||
|
مسلما شما خواننده عزیز
هم جزو گروه فعال و انسانهای اندیشمندی هستید که در موضوعات مختلف
ورزشی کنکاش میکنید. همین که الآن در این وبلاگ پرسه میزنید، به این
مفهوم است که مطالعه، بخشی از فعالیتهای روزانه شماست و این بسیار
نیکوست.
جددا
پیشنهاد میکنم از کتب فارسی استفاده نکنید!
مسلما شما هم بهتر
میدانید که بدون مطالعه در زمینه موضوعات مختلف و از جمله "ورزش"،
نمیتوان راه پیشرفت در این وادی را پیمود و این یعنی "درجا زدن". ولی
من نمیخواهم برای شما کف بزنم و شما را تشویق کنم و آنها را که مطالعه
نمیکنند به زیر علامت سوال ببرم. ضمنا بخاطر داشته باشید که اینترنت و
منابع آن نیز مد نظر من نیست، روزنامه ها و مقالات دیگر هم مورد نظر من
نیستند. در اینجا فقط، و بطور مشخص، به " کتاب " اشاره دارم: کتابهای
ورزشی.
جددا پیشنهاد میکنم از کتب فارسی استفاده نکنید! گو اینکه ساده تر است که فارسی بخوانیم، برای همه ما. ولی حتی اگر بهترین ترجمان را هم داشته باشد، بازهم از نظر اصطلاحات رایج و علم روز عقب خواهید ماند! باید
همیشه منتظر بمانید که کسی از راه برسد و آیا ترجمه بکند با نکند!
کتابهای ورزشی فارسی، با این فرض ( فقط در حد فرض ) که بهترین ترجمه را هم داشته باشند، از نظر کیفی در سطح بسیار نازلی هستنتد زیرا اگر میخواهید با علم روز پیش بروید باید منابع انگلیسی را دنبال کنید وگرنه باید همیشه منتظر بمانید که کسی از راه برسد و آیا ترجمه بکند با نکند! تازه وقتی عنوان مورد نظر شما ترجمه شد، خوب باشد یا بد، تازه وقتی ترجمه عالی (به فرض) آمد بیرون، شما مطلع شوید یا نه، تازه وقتی خریداری کردید و خواندید، بازهم 5 پله عقب تر هستید چون با اصطلاحات روز آشنا نشده اید و همیشه در همان سطح باقی خواهید ماند ( بلانسبت شما ) |
اگرچه فیزیولوژی انسانی با
تمام جوانب آن شناخته شده است (که این هم توهمی بیش نیست! هر زمان تصور
کردید که فیزیک این بشر پیچیده را میدانید، درست در نقطه ناآگاهی ایستاده
اید!) به هر صورت انسانها به جهات متعدد، از ژن تا پیشینه خانوادگی، از
ریتم قلب تا حجم ریه، دارای فیزیکی متفاوت هستند.
فیزیولوژی انسانی با همان ظرافتی که دارد، و به همان سادگی، انسانها را در ابسیلونها از هم متمایز و متفاوت میکند، دقیقا مانند آثار انگشت که از دیدگاه ساده، همه مانند هم هستند و از دیده ریزبین ذره بین، حتی یک تکرار در میلیاردها انسان وجود ندارد. و دقیقا به همین علت، یعنی تفاوت فیزیکال انسانها، هرگز نمیتوان برای همه، یک نسخه و برنامه ورزشی (یا هر جنبه دیگری از زندگی) را پیچید. بهترین راه نسخه پیچی، شناخت افراد است که این روش هم در دنیای شلوغ امروزی تحقیقا غیرممکن است مگر اینکه خودتان به این قابلیت برسید، یعنی خود را بشناسید و برای خود نسخه بپیچید. اگر هم میبینید کسانی نسخه عمومی می پیچند علتش بست دادن دانش محدود و تجربی روی بخش عمده ای از جوامع است و نه برای همه، درست مانند طالع بینی است؛ بسیاری از موارد صحیح است، ولی نه همه. پس بهتر است بدن خود را بشناسید و به سیگنالهائی که میدهد دقت کنید. لزومی ندارد به همه سیگنالها جواب مثبت بدهید ولی باید همه آنها را درک کنید تا بتوانید با بدن خود درست صحبت کنبد! |
||
|
شاید شما هم
جزو کسانی باشید که به ورزش رزمی آیکیدو علاقمند باشید یا به هر شکل
میخواهید آن را دنبال کنید؛ و مسلما اولین چیزی که به دنبالش خواهید رفت،
پیدا کردن باشگاهی برای نام نویسی و تمرین است؛ و مشخصا اولین چیزی که
برایتان اهمیت دارد، هویت استادی است که در آن باشگاه قرار است زیر نظر وی،
"آی کی دو" را فرابگیرید.
aikidoiran.com |
آی
کی دو، هنری رزمی (مارشال آرت) با خواستگاه ژاپن است. برای من مهم نیست
که چه کسی آن را ایجاد کرده است و فقط مهم این است که بدانیم اصولا این
هنرهای رزمی، همگی دارای پشتوانه ها و جنبه های مذهبی خاص خود هستند؛
عموما فلسفه ای ویژه همراه آنهاست و اعتقادات خاصی را دنبال میکنند؛
آیکیدو نیز از این قاعده مستثنی نیست. بنابراین برای شناخت آن جنبه از
این ورزش رزمی باید "موریه یوشیبا" را بشناسید.تاکید آی کی دو بر دفاع از خود، بعلاوه "عدم آسیب رسانی" به حمله کننده است. و دقیقا با همین رویکرد است که هنر آیکیدو، یا حداقل، ردپائی مشخص از آن را تقریبا در تمام سبکهای دفاع شخصی می بینید، چه با رویکرد شرقی و چه با رویکرد غربی، همه جای دنیا، آیکیدو، در ورودی برای سلف دیفنس علمی است. در آیکیدو، مفاهیم فیزیک را به درشت ترین شکل ممکن حس میکنید: نیرو، جهت نیرو، اهرم، گشتاور، اندازه حرکت، شتاب، حرکت، مومنتوم، اینرسی و .... به گمانم آیکیدو بیشتر یک کلاس فیزیک حقیقی است، یک کارگاه عملی فیزیک! آيکيدو نزدیکی بسیار زیادی با یکی از سبکهای جوجیتسو دارد ولی از اوایل قرن 20 میلادی بطور مشخص با سیاق خود توسعه یافته و تغییر و پیشرفت نموده و شکل گرفته است. خیلی ها آي کي دو را "هنر رزمی صلح" نام گذارده اند ولی وقتی دقیق تر با آن روبرو میشوید، می بینید که در این ورزش رزمی هم برای آسیب رساندن از هیچ چیز دریغ نمیکنند! |
||
|
بهترین تایم روز برای ورزش
کردن چه ساعاتی است؟
خیلی از مردم ( البته بطور کورکورانه ) معتقد هستند که بهترین زمان ورزش، صبح زود است؛ چرا که برایشان درست مانند یک فنجان قهوه و یا چای عمل میکند؛ آنها را سرحال می آورد و روزی خوش با یک استارت عالی را رقم میزند: " من معمولا بعد از ورزش صبحگاهی احساس خیلی خوبی دارم " . . . . " ورزش صبح زود من را
بسیار انرژیک میکند و این انرژی تا آخر روز با من است "
ولی کارشناسان علم فیزیولوژی انسانی عقیده دیگری دارند و معتقد هستند بهترین زمان برای ورزش، عصر ساعت 6 بعدازظهر است. در واقع بعالظهر به سمت عصر و شب، چرا که قدرت عضلانی انسان در این زمان به حداکثر میزان خود میرسد، بنابراین به سادگی، امکان آسیب دیدگی به مقدار قابل توجهی کاهش می یابد. ضمنا در این زمان، معمولا انسان بطور کامل هوشیار و سرزنده و سرحال است.
بهترین زمان برای ورزش، عصر است
وقتی جوان بودم و خودم شخصا به این مسئله رسیدم و طی سالهای سال آن را تجربه کردم، از ترس اینکه نگویند: "تو داری برخلاف این عقیده دیرین که سحر خیز باش تا کام روا شوی عمل میکنی ... "، نمیتوانستم ادعا کنم که ورزش صبحگاهی خوب نیست. البته اگر موضوع و جهت فکری، فقط شادابی اول روز باشد، موضوعی است متفاوت با ورزش حرفه ای؛ این دو چیز متفاوت است. از دیدگاه علمی، ورزش در ساعات عصر بسیار سودمندتر و منطقی تر است. این دیدگاه علمی دارای پایه علمی بسیار فراتر از "فقط احساس شادابی" توسط ماست. یک جنبه موضوع، ریتم مغز یا همان "ریتم سیرکیدین" (circadian rhythms) است. یکی از مسائل ساده مرتبط با این ریتم در بدن، تعیین بهترین زمان از نظر کارائی بدن است که مرتبط با توانائی بدن در اعمال تغییرات در این ریتم 24 ساعته است. ریتمهای سیرکیدین در بدن ما مانند ساعت عمل میکنند، مثل یک internal clock در کامپیوتر. و ما میدانیم که سیگنالها عصبی که توسط هیپوتالاموس برانگیخته میشوند، میتوانند روند خواب، بیداری، فشار خون، متابولیسم، هوشیاری و حتی خلق ما را کنترل کنند. ریتم سیرکدین همچنین دمای بدن را کنترل میکند، چیزی که برای یک تمرین ورزشی خوب، عاملی کلیدی محسوب میشود. و میدانید که دمای بدن در عصر، چیزی در حدود یک تا دو درجه گرمتر از صبح است و این یعنی عضلاتی آماده تر و امکان آسیب دیدگی کمتر. به قول پدرم: بیدار کردن یک اسب و بعد شلاق زدن و اجبارش برای دویدن، چندان کار درستی نیست! |
از نظر فیزیولوژیک بحثی
در ساعات صحیح برای ورزش کردن وجود ندارد و البته من این خوبیها و
بدیهای ورزش صبحگاهی را از منابع علمی جمع آوری کرده ام ولی عقیده شخص
من بر این است که سیستم بدن شما، خود بهترین ابزار سنجش برای تعیین
زمان مناسب تمرینات ورزشی شما خواهد بود؛ چرا که از نظر علمی، امکان
reset کردن این ساعت طبیعی در بدن وجود دارد. پس به عقربه های سیستم
سنجش بدن خود دقت کنید.
مزیتها:
- اکثر مردم که بصورت روتین ورزش میکنند، صبح را انتخاب میکنند چرا که عادت کردن به ورزش صبحگاهی بسیار ساده تر است. - کمتر از کارهایتان می افتید و بیشتر به برنامه ریزی پایبند میشوید. - زمان تمرین ورزش را به سادگی میتوان با کمی صبح زودتر بلند شدن ایجاد کرد. - ضربان قلب و به تبع آن متابولیسم بالا میرود و این یعنی سوزاندن کالری های ذخیره شده در ابتدای صبح. - احساس انرژی فیزیکی/بدنی برای ساعتها. - بالابردن دقت ذهنی برای ساعتها - دمای پائین تر هوا در تابستانها ( به فصل بستگی دارد و در زمستان دقیقا برعکس میشود ) - آلودگی کمتر هوا در صبح ( که البته این هم درش حرف است ) - عادت کردن بدن برای آن ورزش در صبح. بنابراین اگر قرار است مسابقه ورزشی شما در صبح انجام شود، بهتر است بدن را هم به همان شرایط عادت دهید. زیانها:
- دمای بدن در یک تا سه ساعت قبل از بیدار شدن، در حداقل خود قرار دارد. بنابراین صبح دارای انرژی کمتر و جریان خون کندتر هستید. - عضلات سرد و خشک در مقابل ریسک بیشتر برای آسیب دیدگی قرار دارند. پس باید حتما خود را به دقت گرم کنید، مخصوصا برای ورزشهای سنگین و از حرکات کششی ملایم هم غافل نشوید. - اگر از ورزش صبحگاهی لذت نمی برید، ایجاد این عادت هم برایتان بسیار دشوار خواهد شد. - چون دما بدن و ترشح هورمونها در بعدازظهر بیشتر میشود، مسلما میزان کالری بیشتری را در آن زمانها خواهید سوزاند ( یعنی یک جورائی وقت تلف میکنید ) |
||
|
شاید باور نکنید که ورزش
کردن اعتیاد آور است ! ! ! زیرا ورزش کردن برای ورزشکار حس " لذت " به
همراه دارد و این " خوشی " و این " های " شدن شما را بازهم به سوی خود
میکشد، همانطور که موارد مخدر میکنند!
واقعا مقایسه لذت ورزش
با لذت مصرف مواد مخدر کار بسیار احمقانه ای است ولی باور کنید که از
حیث لذت و خوشی، خیلی چیزهای دیگر نیز در این مقایسه می گنجند: گوش
دادن به موسیقی، خوانندگی، رانندگی، سخنرانی و خیلی چیزهای دیگر
میتوانند به سادگی شما را سرخوش کنند، درست مانند زمانی که فلان کوفت
موارد مخدر را مصرف میکنید، پس چرا به جای مصرف مخدرها به ورزش رو
نیاوریم؟
علت ساده ای که این
موضوع را مطرح کردم، هشدار و حتی فقط دادن آگاهی به آنهایی است که "
نمیدانند " و فقط به دنبال " لذت " هستند. شاید با دانستن راهمان کمی
تصحیح شود و روحیات متفاوتی پیدا کنیم.
اگر لذت ورزش حتی بیشتر
از لذت " ساعتها جلوی پاتوق جمع شدن " و " سیگار دود کردن " است؟ بهتر
نیست این را هم امتحان کنیم؟ این امتحان مجانی است و هیچ ضرری ندارد
فقط برای قبولی در آن باید دقیقا همان کاری را بکنید که برای ....بازی
میکردید. و بدین شکل تمرین می بینید و از این عامل جدید لذت می برید.
مسلما شما روز اول، جلوب پاتوق، یا حوصله تان سر رفته بوده و یا حتی نا
امید به خانه برگسته اید. ولی آن قدر پشتکار و حوصله به خرج داده اید
تا بالاخره برای خود ....باز ماهری شده اید و درجه و رتبه محلی دارید!
برای اینکه از ورزش کردن لذت ببرید نیز باید همان کنید.
لذت حاصل از فعالیتهای
ورزشی، مدیون ترشح آنزیمها و ترکیبات شیمیائی مختلفی در بدن است: مثل
دوپامین ( Dopamine ) و یا سروتونین (
Serotonin ) و یا نورآدرنالین (
Noradrenaline )
اینها لذت و خوشیو به
اصطلاح " high " بودن و مثبت بودن را برای
ما حادث میشوند و این حالت میتواند با فعالیتهای ورزشی به اوج خود
برسد. زیرا تحقیقات علمی نشانگر بالارفتن سطح این
neurochemical ها با تمرینات مخصوصا استقامتی مثل دو و دوچرخه
سواری است. ولی بخاطر داشته باشید که برای کسب این تجربه جذاب باید کمی
سختی بکشید. تجربه شخصی من نشان میدهد که با ورزش به اوج لذت و شادی
میرسم و این حس گاهی تا 7 ساعت در بدن من باقی می ماند! من گمان نمیکنم
ماده مخدی باشد که بتولند اینقدر ارزان و کارا باشد :)
از
ورزش کردن لذت ببرید و
سالم زندگی کنید
|
من که در موقعیتی نیستم
که بتوانم برای ارتقاء تفکر و بهداشت جوانهای کشورمان کاری بکنم و فقط
قصد دارم که با همین نگارشها تاثیری هر چند ناچیز بر ذهن ایشان بگذارم
و این فقط از روی دلسوزی است و لاغیر که هیچ نفعی برای من ندارد!
وقتی می بینم کنار آب
اناری و هات داگی محله مان شلوغ است ناراحت نمیشوم، برای اینکه بالاخره
مردم باید تفریح داشته باشند و خوب، خوردن و آشامیدن هم تفریح است. ولی
وقتی صدها بار برای ورزش به پارکهای مختلف شهرمان میروم و آنجا را عاری
از جوانان می بینم، جددا افسوس میخورم.
معی را که در کنار فلان
پاتوق در شهر می بینم نیز از سر تفریح برای خوردن نیست و متاسفانه
ساعتهای مختلف برای امور دیگر، این دختران و پسران جوان ما در آنجا وقت
میگذارند.
در پارکها عموما و بیشتر
با گروهی برخورد میکنید که در سنین بسیار بالاتر و نهایتا میان سالگی
هستند و بطور مشخص، خبری از جوانان برای ورزش نیست. معمولا اگر دو تا
جوان را در این پارکها ببینید یا دست در دست هم به آرامی قدم میزنند و
یا روی نیمکت و پشت به آفتاب نشسته اند .... !!!! گو اینکه این مطلق
نیست و من با گروهای حتی مختلط دختر و پسر روبرو میشوم که به ورزشهای
رزمی می پردازند و من بی اختیار با دیدن آنها میخندم و برایشان هورا
میکشم.
فقط رو به این قشر دختر
وپسر تنبلی که از سر تنبلی، ساعتها وقت خود را برای ....بازی میگذارند
میگویم: ای کاش لذت تمرین سخت و طاقت فرسای ورزشی را می چشیدید؛ و دیگر
هرگز حاضر نبودید برای آن بازی ها وقت بگذارید! ( به مقاله روبرو دقت
کنید )
|
||
|
ورزش یک فن است که
میتوانیم آن را بیاموزیم، ورزش یک هنر است و میتوانیم آن را تعالی بخشیم
ولی بدون خلاقیت نمیتوان مرزها را پشت سر گذاشت!
اگر هم ورزش را بطور صد
در صد یک علم و فن بدانید، بازهم بدون بکاربردن خلاقیت نمیشود نقاط
برجسته و تاریک آن را کشف کرد و باید همیشه در همان سکوئی که هستید
بمانید!
متاسفانه بخش عمده، و
شاید همه مربیان کنونی باشگاههای ورزشی، از فرمولهای تثبیت شده و
همگانی این ورزش برای تربیت ورزشکاران تحت نظر خود استفاده میکنند.
بنابراین اولا با فرمالیته نمودن تمرینات ورزشی، همه دارای یک نسخه
ثابت هستند ( که این مشخصا راهی است بس خطا ) و ثانیا خلاقیت و تخیل
ورزشی در کار نیست!
پیچیدن یک نسخه ورزشی ( برنامه ورزشی ) برای همه، درست مانند تجویز
آنتی بیوتیک برای تمام بیماریهاست!
منظور از تخیل و خلاقیت
ورزشی، اجرای متفاوت تری از تمرینات ورزشی و حداقل، واریته کردن حرکات
است تا بتوان با تنوع موومنت فیزیکال، پتانسیل های پنهان بدن را آشکار
کرد و به نتایج برجسته و سکوهای بسیار بالاتر رسید.
باید تخیل خود را حرکات
ورزشی بکار بگیرید و ذهن خود را از محدوده نشرخم دمبل و پرس سینه و این
ها آزاد کنید و با کمی خلاقیت، گاهی ره صد ساله را یک شبه طی کنید!
|
من در مقاله ای به این
نکته اشاره کردم که میتوان در ورزش: . . . . ره صد شاله را یک شبه طی
کردن . . . . ولی باید مراقب باشید که این موضوع هیچ ربطی به " لزوم
پایداری و تلاش در ورزش " ندارد. در حقیقت آن چیزهایی که میتوانند یک
شبه حادث شوند، قدمهای بسیار کوچک و لحظه ای هستند؛ آن چیزیهایی که
بسیار مهم هستند، و نه کافی.
آنچه که میتواند یک
ورزشکار را به اوج برساند، روش صحیح و پشتکار است. راه و رسم صحیح ورزش
در هر رشته ای را میتوانید بالاخره فرا بگیرید ولی آنچه که در مرور
زمان کم رنگ میشود، پشتکار و انگیزه است.
من شخصا انگیزه را علت
اصلی پشتکار و فاکتور تعیین کننده میدانم ولی به هر صورت، بدون تلاش و
زحمت، نتیجه خوب، تحقیقا غیرممکن است. باید کنگ فو کنید و بر خواسته
خود پافشاری کنید!
تجربه به بزرگان ورزش
دنیا، و در طی هزاران سال این درس را آموخته است، بنابراین سعی نکنید
این راه را به غلت تجربه کنید چرا که بدون شک وقت خود را تلف کرده اید.
|
||
|
بسیاری از وزنه کارها ( پرورش اندامی ها، فیتنسی ها، بادی بیلدینگی ها
و خلاصه هر چه شما به آن نام میدهید )، قبول نمیکنند که در دستان خود
ضعیف هستند. وقتی هم میخواهید آنها را با یک معیار خارجی ( منظورم خارج
از ذهن ایشان است ) بسنجید، بلافاصله موضع گیری میکنند و تعصب به خرج
میدهند و میگویند: این کارها اصولا فایده ای ندارد، من میخواهم "دد
لیفت" خودم را خوب بزنم که میزنم، حالا پنجه ام قوی نباشد، مگر چه
میشود؟
البته در مورد اینکه اصولا "با حضور یک نقطه ضعیف در بدن شما، آناتومی شما در همان بخش، موجبات تضعیف تمامی بدن شما را فراهم میکند!" در همین مقالات در همین دور و بر صحبت کرده ام ولی بیاید به سادگی این وزنه کارهای با این تفکر را محکوم کنیم :) دوستان، نشان ضعف آنها، به سادگی، حتی در تمرینات تخصصی خودشان بارز و مشخص و عیان است و در اصل، لازم به استفاده از تست کننده هایی مثل هند گریپر نیست. می پرسید چگونه؟ اغلب وزنه کارها، حتی در رده های پیشرفته، برای بلند کردن وزنه، مثلا در حرکاتی مثل "دد لیفت"، از انواع بند استفاده میکنند. منظورم باند، یا همان استرپ است و این بهترین و ساده ترین نشانه ضعف آنها در پنجه است. در حقیقت وزنه ای را که بلند میکنند، توسط پنجه قابل تحمل نیست و بنابراین دست خود را با باند به میله می بندند: چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است. وقتی دست شما تحمل آن وزنه را ندارد، یعنی به سادگی برای شما محدودیت ایجاد میکند و نشان ساده آن، همان باندی است که به واسطه و کمک آن میتوانید وزنه را بلند کنید، پس نقطه صعف شما همان دشتان شماست. |
شاید این عبارت را شنیده باشید که میگوید : "نیروی زنجیر به اندازه
ضعیفترین حلقه آن است". مفهوم آن بسیار ساده است؛ زنجیر از محلی پاره و
گسسته میشود که ضعیفترین بخش آن است، مثلا یک حلقه معیوب و زنگ زده و یا
باز که آن نقطه از پیوند را معیوب نموده و در فشار و کشش، موجب گسستن زنجیر
میشود.
این ماجرا دقیقا در مورد بدن شما صدق میکند، مخصوصا در پروسه تمرینات ورزشی. در حقیقت توان و قدرت بدنی شما به اندازه ضعیفترین بخش بدن شماست و نه قوی ترین قسمت. بنابراین نمیتوان به قدرت بازو نازید وقتی قدرت پا ندارید. در طی سالها ورزش، تجربه، مطالعه و آزمون، چنین یافتم که این حلقه معیوب از زنجیر بدن، در 90 درصد مواقع در دستان شماست، بالاخص در پنجه ها. پس اگر پنجه ضعیفی داشته باشید، مسلما نمیتوانید بدن 100% قوی و بی نقص داشته باشید و هرگز هم به آن نزدیک نمیشوید چه برسد که به آن برسید. علت ساده است، شما عملا از تمام پتانسیل نیروی بدنی خود نمیتوانید استفاده کنید و این یعنی زنجیر معیوب. ساده ترین تستی که میتوان به شما پیشناد کنم، معمولا طی مدت حداکثر 2 دقیقه ثابت میکند که "ویکست لینک" شما هم پنجه تان است ( البته بدون استفاده از ابزارهایی مثل هندگریپر که البته خودش معیار بسیار خوبی است ولی من ترجیح میدهم از روشهای ساده تری استفاده کنم). |
||
|
این سوالی است که اغلب از من می پرسند، بنابراین تصمیم گرفتم به همه در یک
لحظه جواب بدهم.
اینکه چه شماره هایی از هند گریپر را باید انتخاب کنید بستگی به عوامل ذیل دارد: 1- قدرت پنجه شما چقدر است؟ 2- هدف شما چه شماره ای است؟ ولی بطور معمول شما باید سه شماره از هند گریپرها را داشته باشید. به عبارت دیگر، حداقل یک ست سه تایی از هند گریپرها برای نیل به هدف ملزوم است ( و البته کافی نیست ). معمولا یک بخش این ست سه تایی را هندگریپر "ترینر" (Trainer) تشکیل میدهد. این شماره هم برای گرم کردن بسیار مفید است و هم برای انجام "تمرینات تعدادی" بسیار اندازه خوبی است. بعنوان مثال، اگر احساس میکنید که پنجه های بسیار قوی دارید و هدف شما شماره 3 است، باید قاعدتا شماره های Trainer و 2.5 و 3 را خریداری کنید و یا شماره های 1 و 2 و 3 ( این دو انتخاب کاملا دارای نوع تمرینات متفاوتی هستند ). اگر چندان خوشبین نیستید و میدانید که پنجه ای فولادین ندارید و هدف شما هند گریپر شماره 1.5 است میتوانید Trainer و شماره 1 و 1.5 را بخرید. باید اذعان کینم که این ست برای اغلب افراد جواب میدهد؛ مهم نیست چند سال است دارید وزنه میزنید و دور بازویتان قد دور ران خیلی هاست! این ست معمولا برای گردن کلفت ها هم جواب میدهد و اگر مستعد باشید و با انگیزه و تمرین کنید، قاعدتا در یک ماه خواهید توانست شماره 1.5 را ببندید و تازه آنموقع خواهید فهمید که چرا درختی که بارش زیاد است متواضع و سر به زیر میشود. اگر زن هستید معمولا "ترینر" را با "اسپورت" جایگزین کنید و اگر کاملا مبتدی هستید با ست سه تایی "گاید"، "اسپورت" و "ترینر" شروع کنید. بخاطر داشته باشید، مهم پیشرفت نسبی شما نسبت به خودتان است و نه شخص دیگری. |
چون من شخصا محصولات هند
گریپر را میفروشم باید حتما به این نکته مهم اشاره کنم که: تمرینات پنجه
بسیار متنوع و متعدد است و هند گریپرها فقط یکی از ابزارهای این تمرینات
هستند.
اگر چه هند گریپرها برای تمرینات حرفه ای و مختص پنجه طراحی شده اند (مخصوصا محصولات "آیرون مایند" که به واقع دارای جنس بسیار عالی بوده و توسط شرکتی تولید میشوند که به نوعی تخصص در پنجه دارد! ) ولی مسلما این ابزار تنها وسیله تقویت پنجه و مچ و ساعد نیست. ابزارهای متعددی برای تقویت مچ و ساعد و پنجه وجود دارد که من معمولا آنها را به دوستان معرفی میکنم و ایشان از تنوع بی حد آنها متعجب میشوند، منتهی هند گریپرها شاید به نوعی شبیه دمبل و هارتل هستند، وسیله ای شناخته شده و استاندارد برای تقویت پنجه. ضمنا بخاطر داشته باشید که دقیقا همانند دامبل و باربل، هند گریپر نیز دارای تعدد در تمرینات و تغییرات در اشکال و شبوه های تمرین است و اینطور نیست که فقط شما هند گریپر را در دست بگیرید و مرتبا یفشارید تا دستتان خسته شود ( وخدای نکرده به مرور زمان به سندرم کانال کارپل مبتلا شوید ). به هر صورت، هندگریپر ابزار استاندارد تقویت پنجه است ولی تنها ابزار و وسیله اینکار نیست. پاورقی: کارپل/کارپال: به هر یکی از هشت استخوان کوچکی که تشکیل دهنده مچ هستند گفته میشود. |
||
|
مقوله مارشال آرت (فنون رزمی و جنگی، ورزشهای رزمی) چندان پیچیده نیست، ولی
این ما هستیم که با کج فهمی، صورت مسئله را حتی گاهی بطور کامل تغییر
میدهیم و موضوع را به اصطلاح "چپ و چوله" میکنیم.
متاسفانه تفکر صحیحی نسبت به ورزشهای رزمی در ایران وجود ندارد
شاید اگر ابتدا به سراغ
"علتها" برویم، بسیار ساده تر بتوان به چالش اصلی رسید. منظورم علل
"نگذاشتن مرز و تفاوت" بین خشونت و جنگاوری است و با اصولا علت کج فهمی
و استفاده نابجا از فنون رزمی. ساده ترین شکل ماجرا این است که به قول
بزرگان: دانش را باید به شخصی داد که لیاقت و جنبه استفاده از آن را
دارد. یکی به شکافتن اتم میرسد و از آن بمب میسازد و دیگری با آن برق
تولید میکند. یکی فلان فن گلو را فرا میگیرد و هفته بعد بخاطر ناقص
کردن رفیق خود در زندان است و دیگری 30 سال بعد آن را در جنگ میهنی خود
بکار میبرد و اسیر دشمن را از مرگ نجات میدهد!
پس اول به جنبه شما بستگی دارد که اصولا فنون رزمی را برای خشونت میخواهید و یا جنگاوری. ولی به عقیده من، علت اصلی، هدم آگاهی و عدم انتقال فرهنگ وابسته به فنون رزمی است. در حقیقت تمام مارشال آرتها دارای فلسفه و یا حتی مذهب و دینی در کنار خود هستند. آنوقت "طرف" را برمیدارند میبرند باشگاه اسم می نویسند و آن جوان از کاراته فقط بروس لی را در ذهن دارد، آنهم نه خلق و توانمندیهای معنوی وی را، که فقط تصویری از فیلمهای هنگ کنگی! ورزش
رزمی ایرانیان، در اصل همان ورزش باستانی و زورخانه ای بوده است
هر چیز، فرهنگی میخواهد، منظورم آداب استعمال از آن است. باید کاربردها را هم آموزش دید و فقط به تیترها نگاه نکرد. چاقو برای برش است، ولی برش چه؟ مثلا وقتی در رادیوی پیام چنین جمله ای را میشونید چگونه انتظار دارید مردم عام تفکر صحیحی از فنون رزمی داشته باشند: " اگر کودک شما خشن است آن را به ورزشهایی مثل کارانه نزدیک کنید " !!!!!!!!!!!! از دیدگاه من، بدون حتی یک در صد شک، حتی خشن ترین فنون رزمی ( که از دید ما خشن هستند زیرا کاربرد نادرستی را تصویر میکنیم )، کاملا دارای کاربردی جنگجویانه هستند. اگر تفکر نادرست باشد، آیکیدو از ساندا خشن تر است و اگر جنگاورانه فکر کنید، ساندا از آیکیدو نرم تر است! فنون رزمی ما ایرانی ها به نوعی در ورزشهای باستانی ما نهفته است، ولی متاسفانه اکنون چیزی جز گود زورخانه از آن فرهنگ جنگاوری باقی نمانده است. البته کشتی نیز ورزش رزمی ایرانی-هندی محسوب میشود واین نیز ریشه در فرهنگ جنگاوری در ایران باستان و نحوه جنگیدن آن سان و با آن متد را دارد. |
این چند کلمه، درب ورودی
به بحث اصلی من خواهد بود، یعنی: جنگاوری و خشونت در مارشال آرت که در همین
بلاگ و در همین نزدیکی ها در مورد آن خواهید خواند.
من به سادگی میخواهم یادآوری کنم که خشونت و جنگاوری دو چیز کاملا متضاد و متفاوت هستند؛ برای آنکه خشن باشید، اصولا لازم نیست روحیه جنگجوئی داشته باشید و اصلا نیازی نیست فنون خاصی را بلد باشید! و درست در نقطه مقابل، برای آنکه جنگجو باشید، نیازی به خشونت نخواهید داشت. برای خشونت باید خشن باشید و سنگ دل، چه در دعوای خیابانی و چه در جنگ میان شما و همسرتان، اگر خشن باشید، به سرعت به سراغ آجر و گلدان میروید و آن را به سر حریف میکوبید. "از پشت خنجر زدن" در حیطه خشونت است؛ همانطور که کشیدن گیسوان یک زن یا مرد عمل خشنی است. جنگجو برای هدف بزرگی میجنگد و باید قاعدتا از فنون جنگاوری آگاه باشد. در جنگ، حتی اگر قرار باشد دشمن خود را از میان بردارید و بکشید، باید بدانید که چگونه چاقو را در قلب او فرو کنید که در دم جان دهد و زجر نکشد. ولی با خشونت، وقتی با نا آگاهی، مشتی به سوی صورت بی نوائی رها میکنید، بدون آنکه بدانید کجا میخورد و عاقبتش چیست، ممکن است حریف خود را برای همیشه کور کنید و تا ابد بار گناه چونان عملی را بر دوش بکشید ( که البته گمان نمیکنم فرد خشن از سنگینی بار گناه بر وجدانش اصولا چیزی حس بکند ). جنگاوری، پیشه جنگجویان حقیقی است، آنان که تا دیروز در مزرعه گندم میکاشتند و بوفالو شکار میکردند، آنان که تا دیروز در کارخانه فولاد آب میدادند و در خانه زیر بچه ها خم میشدند، ولی اکنون باید بخاطر اشتباه دشمن با وی بجنگند. ولی خشونت، پیشه مردان و زنان خشن است، اینان خشونت میورزند چون خودخواه هستند و اعمال خشن آنها درست مانند خودخواهیشان زشت است. پس خواهش میکنم جنگاوری را با خشونت مخلوط نکنید! |
||
|
غواصی، ورزشی فوق العاده مهیج و متفاوت است. دنیایی را میبینید و لمس
میکنید که بسیار با دنیای بیرون آب متفاوت است.
همیشه در هوا ورزش کرده ایم و اکنون در "متری متفاوت" بنام آب. درست است که اکسیژن همچنان در اختیار ریه ها قرار میگیرد ولی ماده ای که در آن شناور هستید با هوا بسیار تفاوت دارد. با شنا کردن هم خیلی تفاوت دارد مخصوصا زمانیکه با فین swimfin مانند قایق موتوری به سرعت به جلو میروید حس بی نظیری به آدم دست میدهد. البته از نظر حرفه ای، این ورزش مورد تائید من نیست که البته هیچ ورزش حرفه ای مورد تائید من نیست (بکس، فوتبال، تنیس، کوهنوردی، دوومیدانی، والیبال، گلف، شنا، بسکتبال، مچ اندازی، پرورش اندام، ژیمناستیک و همه و همه، بطور حرفه ای، در دیدگاه من مردود هستند) ولی این یکی هم مشکلات خاص خود را دارد که میتواند به سرعت و در کوتاه مدت بدن شما را به جای فتح مرزهای وسیع تر، عملا محدود و ناقص کند! تصاویر زیر مربوط به نوروز 87 در جزیره قشم است که من برای اولین بار و بطور خیلی ناقس تجربه دنیای متفاوت زیر آب را بدست آوردم:
غواصي در جزيره رويائي قشم
به راستي که دنياي ديگري است؛ دنياي بسيار عظيم و بي ادعاي زير آب؛ دنيائي ساکت و به دور از هياهوي بيرون! وحشي ولي دل چسب |
ایتدا بگویم که عبارت "فیت
بودن" در این مقاله با معنی عامه آن، بعنی لاغر بودن و چربی نداشتن و شکم
کوچک داشتن مترادف است و معنی فیزیکی آن مد نظر نیست.
میدانم محتمل است که باور نکنید! زیرا سالها به سبب تبلیغات و ابزارهای
دیگر به همه خورانده اند که برای فیت بودن باید از خیلی از خوراکی های
خوشمزه بگذرند و به باشگاه ورزشی (Gym)
بروند و بالاخره روزی لاغر میشوند.
ولی در عمل می بینید که
مردم دوام نمی آورند چون همه اینکارها را میکنند و بازهم لاغر نمیشوند:
نهار سبک، شام سالاد کاهو. صبح و یا بعدازظهر باشگاه سرکوچه. نخوردن
شیرینی و شکلات، برنج و نان کم، عرق ریختن در باشگاه و پیاده روی های
ممتد و خسته کنند: بازهم نتیجه مثبت نیست!
تعجبی ندارد زیرا مربیان
باشگاه ها، در تمام دنیا، چیزیهای خیلی ساده را هم به شما نمیگویند:
اصولا هیچ کس به شما نمیگوید که برای فیت شدن و فیت ماندن به چه چیزی
نیاز دارید!
مسلما برای فیت شدن به
رژیم غذایی و پرداخت هزینه باشگاه نیاز ندارید!
یعنی میتوان خوراکیهای
خوشمزه را خورد و در خانه ورزش کرد و بازهم فیت شد؟!
بله، می شود.
بعدها مقاله ای مینویسم راجع به اینکه "مربیان باشگاهها، چه چیزیهایی
را به من و شما نمیگویند!" |
||
|
جایی در همین نزدیکی ها در یکی از مقالات به این موضوع اشاره کردم که "ورزش
حرفه ای مورد تائید نیست". در اینجا کمی توضیح میدهم و شما خود قضاوت کنید.
اصولا عقاید من برای خودم است و بس، میتوانید اگر مایل بودید شما هم
مطالعه کنید و تجربه، و فقط به دیدگاههای من بعنوان یک نتیجه شخصی نگاه
کنید که میتواند 100 در صد صحیح باشد و یا 100 درصد نادرست. اصولا هیچ
چیز در هستی مطلق نیست و تحقیقا همه چیز نسبی بوده و هرگز نمیتوان نسخه
ای را برای همه پیچید.
ولی چرا ورزش حرفه ای خوب نیست؟ تا جایی که میدانیم تقریبا هر کاری را که بطور حرفه ای و پروفشنال دنبال میکنیم، نتیجه بسیار شگفت انگیز و برجسته است، چرا این مورد در ورزش صادق نیست؟! اشنتباه نکنید، ورزش حرفه ای، ورزشکار حرفه ای تولید میکند و مسلما نتیجه از نظر رقابتی، مثبت است. یعنی اینکه اگر بطور پیوسته و مستمر به یک ورزش خاص بپردازید، حتما در آن موفق خواهید شد. زیرا مکانیسم بسیار ساده است، عضلات به مرور زمان به هر کاری که به آنها می سپارید عادت میکنند و این باعث میشود تا حرکات ورزشی را با سرعت بیشتر و سهولت انجام دهید. پس به مرور تبدیل به یک ورزشکار بهتر میشوید و این جنبه رقابتی ماجراست که درش بحثی نیست. ولی کانسپت اصلی ورزش چیست؟ یعنی میخواهم بپرسم برای چه ورزش میکنید؟ برای اینکه در زمین فوتبال بهتر بدوید و بیشتر گل بزنید؟ یا اینکه روز میز مچ اندازی قوی تر حریف خود را بگوبید؟ برای این ورزش میکنید که آبشار محکمتر و سریعتری بزنید و یا اینکه از کوه بلندتری بالا روید؟ آیا برای این ورزش میکنید که توپ بسکتبال را بدون خطا در سبد بیاندازید؟ یا مشت محکمتری به دنده های حریف خود در قفس بزنید؟! اول باید ایده خود را در مورد ورزش کردن تثبیت کنید. شاید تابحال به این موضوع ساده فکر نکرده باشید ولی ورزش اصولا برای سلامت روح و جسم است؛ ورزش برای رویارویی با مسائل حقیقی زندگی است و نه پریدن بیشتر جلوی تور والیبال. ورزش برای سلامت قلب است و نه بزرگ کردن آن با ماراتن. ورزش برای چابکی است و نه بزرگ کردن بیش از حد عضلات به نحوی که باید با جرثقیل تکانتان داد. ورزش برای دویدن با سرعت برای فرار از دست یک سگ وحشی است و نه دوی صد متر! ورزش حرفه ای میتواند
قلب را بزرگ و معبرها و مدخلها را گشاد کند. میتواند عضلات را فرسوده
کند، مفاصل را از بین ببرد و سندرمهای لاعلاج عضلانی و استخوانی ایجاد
کند. ورزش حرفه ای میتواند سلامت هر شخصی را به سادگی به مخاطره
بیاندازد.
|
نمیتوان این "به نوعی ورزش" را از فلسفه هندو جدا دانست. میگویم "به نوعی
ورزش"، زیرا فیزیک و روح یوگا را میتوان در شکل سنتی، بسیار متفاوت
از آنچه دانست که امروز در دنیا تدریس و اجرا میگردد. به نظر من دانستن
معانی تحت الفظی کلمه یوگا در زبان سانسکریت، بهترین شکل برای رسیدن
به مفهوم یوگا، حداقل در شکل امروزیش است:
کنترل، وحدت، انسجام، تعادل.
باور کنید که همه اینها معنی یوگا در سانسکریت است و به واقع فلسفه آن
نیز همین هاست. ولی یوگا در هندوئیسم بیشتر با مدیتیشن
(meditation: تمرین تفکر عمیق در سکوت با هدف آرام کردن روح بلاخص با
دیدگاه مذهبی) درآمیخته است. همانطور که قبلا هم گفتم، درواقع
استایل های مختلف یوگا با کانسپتهای متفاوت داریم که تارگت هر کدام بخش
ویژه ای از هستی انسان است ولی آنچه که امروز ما بطور پر رنگتر با آن
روبرو هستیم، همانا "هاتها یوگا" Hatha Yoga است. ضمنا چیزی را
که نباید فراموش کنیم این است که فلسفه یوگا در سنن و فرهنگهای مختلف
نیز متفاوت
است. پاورقی: اخیرا بطور اتفاقی در اخبار ورزشی از طریق اینترنت مطلع شدم که بک کشیش و در حقیقت یک جریان مسیحی در آمریکا سر جنگ خود را با یوگا باز کرده است. تعجبی ندارد، دقت کنید، من این ستیز با یوگا را تائید نمیکنم ولی از دیدگاه کلان، عملا با پرداختن به این سبک و دیسیپلین ورزشی، با تعالیم مذهبی مرتبط نیز روبرو خواهید شد و گاهی جز قبول آنها راهی ندارید! بنابراین این کشیش شدیدا معترض شده است و بیان کرده است که با برگزاری کلاسهای یوگا، عملا تعالیم مسیحیت را زیر سوال برده ایم و به بودا و بودیسم چنگ می اندازیم. باید دید به مرور زمان، این چالش به یک دیوار برلین تبدیل می شود و یا این جریان زور کافی برای مقابله با یوگا را نخواهد داشت. البته قبلا هم یک روحانی بزرگ اهل مالزی، فتوائی مبنی بر حرام بودن یوگا صادر کرده بود. البته فوکوس روی مانترا بود و نه حرکات فیزیکی ولی به هر صورت قبول کنید که یک جورائی این دو را نمیتوان از هم جدا کرد. |
||
همیشه به این فکر میکردم که چرا ورزش در ایران پیشرفت نمیکند. البته اگر
شما اصولا تصور میکنید که پیشرفت میکند و باور دارید که پیشرفت مکفی کرده
است توصیه میکنم کمی از توهم و خودبزرگ بینی و خود برتر بینی ایرانی درآئید
که به واقع این دلیل بسیاری از بدبختی های ماست!
ولی اگر چندی به این موضوع مهم اندیشیده اید، شاید دلایل خاص خود را بر این مقوله یافته باشید. چرا ورزش، منظورم روحیه ورزشی و فرهنگ ورزشی است، چرا در کشور ما اینقدر مورد ظلم واقع شده است؟ من دلایل خاص خودم را دارم. دلایلی است که در سطح پائین تر (low-level) موثر است که خیلی مهم هستند. من میگویم "مشکلات زیرساختی". یعنی مسائلی که بر اثر عدم وجود زیرساخت و یا نقص در اون ایجاد میشوند. بعنوان نمونه، آموزش ورزشی در مدرسه و دانشگاه. اگر این تعهد بسیار مهم توسط اولیاء مدرسه جدی گرفته میشد و آنها هم به روز جزا ایمان داشتند!!!، هرگز بچه هایی اینقدر تنبل و تن پرور نداشتیم و در حقیقت من و شما که پدر و مادرها باشیم هم باید وضعمان خیلی بهتر از اینها می بود. زیرساخت است که فرهنگ را طی چندین نسل شکل میدهد و می سازد. همیشه گفته ام که فرهنگ نه یک شبه بدست می آید و نه میتوان یک شبه آن را از بین برد. فرهنگ ورزشی، وجود و یا عدم وجودش، تکامل و نقایصش، هیچکدام کلید نیستند که بزنید روشن شود و فردا کس دیگری خاموشش کند. پس باور کنیم که از اول، پدر بزرگها و مادربزرگهایمان، پدرها و مادرهایمان، من و شما مشکل داشته ایم. همیشه گفته ام که نتیجه، بهترین معیار بازرسی و ممیزی یک مقوله است. اگر نسلهای قدیم واقعا فرهنگ ورزشی داشتند، ما باید دهها تختی میداشتیم و باید بدنهایی به مراتب سالمتر و روحیه ای لطیفتر میداشتیم. من که نبوده ام ولی در تاریخ نوشته اند که زمانی، تریاک جزو لاینفک قهوه خانه ها بوده است ( من اگر رئیس جمهور بودم، دستور میدادم این ننگ تاریخی را از کتابها پاک کنند ). اگر راه درست پیموده شده بود، یا حداقل دور از راه خطا بود، امروز پدرها و مادرهایی بودیم که بجای نشستن روبروی فارسی وان، بچه ها را برای طناب زدن به پارک کی بردیم که حقیقتا در مخیله خیلی ها نمیگنجد!!! به قول یکی: هنوز هم مردم دچار نان و نخود هستند! خلاصه که آنقدر از اطراف میگویم که موضوع از دستم خارج میشود؛ باعث تاسف است! اگر امروز برای ساختن فرهنگ ورزشی برای بچه های خود اقدام نکنیم، مرگ را برایشان آرزو کرده ایم!!!! |
آقا؟ خانم؟ نمیدانید بگوئید نمیدانم: ندانستن عیب نیست؛ با ندانستن، به
گمراهی کشیدن دیگران گناه است!
صرف نظر از اینکه نسلهاست که ما چیزی بعنوان "زنگ ورزش" داریم؛ این
بیشتر واقعا ورزش زنگ زده است تا فرصتی برای بهبود روح و جسم بچه ها در
مدرسه. به اندازه کافی به ریاضیات و تاریخ میرسند (شاید!) ولی کسی
توجهی به سلامت فیزیک بچه ها ندارد. بلند میگویم: لابد جایی برای خرد و
خوراک در ورزش نیست وگرنه حتما روش کار میشد!
تازه با این همه اوصاف، شامل نبودن زنگ ورزش، مکفی نبودن زمان ورزش، صوری بودن زنگ ورزش، نبود ساده ترین وسایل ورزشی، فرار از سرما، قوز بالا قوز آلودگی هوا، مریض شدن مرتب معلم ورزش، نبود برنامه ورزشی، عدم توجه به نیازهای بچه و صدها مورد دیگر، بدترینش را مدتی است تجربه کرده ام و آن "بیسوادی ورزشی" است! یعنی اینکه آقا یا خانم ورزشکار که معلم ورزش است، در این حد سواد ندارد که مثلا اسامی حرکات فلان ورزش را درست به بچه ها بیاموزد؛ منظورم سوالات خارج از برنامه بچه ها نیست. منظورم ندانستن بدیهی ترین چیزیها در ورزشی است که "طرف مربوطه"، مربی رسمی تربیت بدنی در آن رشته است: منظورم زدن "اسپک" به جای "اسمش" است!!! باید به چه کسی گفت و قرار است بالاخره چه روزی برای این دردها فکری کنیم به جای آنکه ساعتها و روزها و سالهای متوالی، ذهنمان را درگیر مسائلی میکنیم که هیچ چیز و هیچ سود و نتیجه ای برای فرزندان ما نخواهد داشت.
|
||
|
لطفا برای مشاهده آرشیو مقالات ورزشی به صفحه
آرشیو رجوع کنید |
|||
(ح) تمام حقوق متعلق به سایت هارد فریسک است.
هرگونه کپی برداری از محتوای این سایت باید با مجوز کتبی صاحب آن، یعنی آقای
کاوه سیدمفیدی باشد.
| برگ نخست سایت ورزشی هارد فریسک فروشگاه لوازم ورزشی بخش تخصصی مچ اندازی آرشبو مقالات ورزشی تماس با هارد فریسک قوانین استفاده از سایت |