با هارد فریسک متفاوت ورزش نموده و به نتايج باورنکردني برسيد ، سايت اطلاعات و اخبار ورزشي کاوه مفیدیمرد آهنين، نيازمند دستها و افکاری پولادين است

 

پایگاه اطلاعات ورزشی و وبلاگ شخصی کاوه مفیدی درخصوص سبک و فلسفه ورزشی هارد فریسک

 

آرشیو مقالات بخش اول

آرشیو مقالات بخش دوم

پرسید: چرا مینویسی؟

جواب دادم: چیزهائی برای گفتن دارم...

 

آرزوی سلامتی، شادی و ثروت برای همه

پیامی کوتاه و کاملا اتفاقی . . . .



توجه فرمائيدلطفا توجه کنيدتوجه: قبل از انجام هرگونه حرکت ورزشی یا تغییر در رژیم غذائی، حتما با پزشک خود مشورت کنید. مسائل مطرح شده در این سایت ( و دیگر صفحات مرتبط با آن )، کاملا از تجربیات شخصی و استنباط فردی نگارنده آن بر گرفته شده است، بنابراین ممکن است ریسک و مخاطره در بکارگیری آنها برای شما بوجود بیاید و من شخصا هیچ مسئولیتی در قبال بکارگیری آنها توسط شما ندارم. لطفا به قوانین سایت مراجعه کنید.لطفا اين متن را بخوانيد

 

چشمه جوانی چشمه جوانی

هزاران سال است که انسانها به دنبال یافتن Fountain of Youth هستند. همان چشمه جوانی، همان آبی که اگر از آن بنوشید، شما را جوان و سرزنده و شاداب میکند، همان آب زلالی که میتواند تمام آثار پیری را از تن و روان شما پاک کند. ولی آیا چنین چشمه ای به راستی وچود دارد؟

راه و نقشه چشمه جوانی کجاست؟ در پیچاپیچ دره ای خوف انگیز، ناگهان در خم آخر به آبشاری می رسیم که در زیر آن برکه و نهری زیبا جاریست و تمام اطراف توسط درختان سرسبز ناشناخته ای پوشیده شده اند. آب زلال و صدای پرندگان به ما می فهماند که اکنون در محل چشمه نایاب جوانی ایستاده ایم!

چشمه جوانی Fountain of Youth

خیلی ها این چشمه را می یابند و یافته اند و بدون شک، این تصویر، نتیجه نوشیدن از آب آن چشمه است، ولی حقیقتا چنین مکانی وجود خارجی ندارد!

چشمه جوانی میتواند راه خود را از درون هر یک از ما به بیرون باز کند، باید دنبال آن بگردید و راه و نقشه یافتن آن را هم بدانید.

روزی از خواب بلند میشوید و جلوی آینه میروید و بی درنگ متوجه میشوید که از آب چشمه جوانی نوشیده اید!

من فقط میتوانم ابزارهای اولیه سفر برای یافتن چشمه جوانی را به شما نشان دهم: هوای خوب تنفس کنید، آب گوارا بنوشید، خوراک طبیعی مصرف کنید و افکار مثبت داشته باشید. با همین ها هم به نزدیکترین پناهگاه نزدیک چشمه خواهید رسید!

 

جایزه شجاعت جایزه شجاعت

تا زمانیکه روند عادی زندگی خود را طی میکنید، هرگز منتظر اتفاقات خاص نباشید، چه اتفاقات خوب و چه حوادث بد. در ریسک کردن و خطر کردن است که اتفاقات به سراغ شما می آیند. در ورزش کردن هم چنین است، تا زمانی که خطر نکرده اید، انتظار جایزه نداشته باشید!

وقتی سالهاست همان دمبل و هارتل را میزنید، چگونه انتظار دارید نتیجه خاصی حاصل شود؟ وقتی ابزارها و روشهای جدید و گاهی مخاطره آمیز را امتحان نمیکنید چگونه میخواهید مرزهای ناشناخته را پشت سر گذارید؟

مخاطره و ریسک در ورزش کردن جایزه دارد و وقتی آن را چشیدید و حس کردید به ارزش آن پی می برید. دو عکس بالا را کلیک کنید و تصاویر بزرگتر را ببینید. چه دریافتید؟ تجربه هیجانات وصف ناپذیر؟ تجربه دیدن مناظری که اگر خطر نکنید تا آخر عمر نخواهید دید؟ ... اینها جایزه شجاعت هستند.

 

هیکل های فیتنسی هیکل های فیتنسی

ابتدا باید بگویم که این اصطلاح از نظر فنی و انشائی نادرست است. یعنی میتوان گفت "هیکل فیت". ولی جدا از بازی کلمات، منظور از این اصطلاح رایج و عامه، هیکل کسی است که فیتنس کار کرده است. بنابراین من هم روی همین منظور فوکوس میکنم.

به هیکلها و بهتر است بگوئیم به اندامهای فیت و فیتنس کار کرده، "بیچ بادی" beach body هم میگویند. که به نظر من بهترین انتخاب برای این بدنهاست. چرا که بهترین جا برای نمایش دادن و بهره برداری کردن از چنین اندامی، بدون شک فقط ساحل دریاست.

ولی گذشته از ظاهرا ماجرا، آیا هیکلهای فیتنسی و بيچ بادي از نظر تربیت بدنی هم دارای ارزش هستند؟ جواب هم مثبت است و هم منفی. مثبت است زیرا اصولا این مقوله نسبی است. یعنی اگر قرار باشد یک بدن فیت را با یک اندام بدون تناسب مقایسه کنید، مسلم است که امتیاز کامل با اندام فیت است و مشخصا برای رسیدن به چنین اندامی، باید به روش خاصی بدن را تربیت نمود که نتایج بسیار خوبی برای فیزیک و فیزیولوژی بدن دارد.

ولی از دیدگاههای مختلف دیگر، بیچ بادی چندان امتیاز نمی آورد. مثلا از دید قدرتی، یا کاندیشنال و فانکشنال فیتنس و حتی از دید قابلیتهای استاندارد فیتنس نیز لزوما، یک فرد فیت دارای خصوصیات ارزنده فیزیکی نیست. مثلا لزوما استقامت بالا و یا نیروی زیاد.

من شخصا هم از دیدگاه سلامت و تربیت بدن و هم از بعد منتالی، اصولا اندام فیت را تحسین میکنم و معتقد هستم ارزشمند است ولی از دیدگاه هاردفریسک، داشتن یک هیکل فیتنسی را شاید در بهترین شکل، فقط پله اول بدانم!

 

در كدام ورزش رزمي فنون دست زيادتر است؟ در كدام ورزش رزمي فنون دست زيادتر است؟

شاید اگر سوال را اینطور مطرح میکردم که "در کدام ورزش رزمی فنون پا بیشتر است؟" جواب دادن به آن ساده تر بود. ولی هدف من مقایسه بسیار ریزتر و دقیق تر است. بنابراین علی رغم اینکه میدانیم در اغلب ورزشهای رزمی، فنونی که با دست اجرا میشوند، بیشتر و زیادترند، با این سوال، باید با کنکاش بیشتری در فنون رزمی تحقیق کنیم تا بتوانیم به نتیجه و پاسخ صحیح برسیم.
وقتی میگوئیم "فنون دست"، منظور دقیقا چیست؟ فنونی که با درست اجرا میشوند؟ مثل مشت مستقیم در کاراته. یا فنونی که به روی دست اجرا میشوند؟ مثل فشار روی آرنج. یا فنونی که نقطه اتکاء مجری آنها دست است؟ مثل گرفتن لباس در جودو. یا فنونی که نقطه اتکاء پزیرنده حمله دست است؟  مثل پیچشها در آیکیدو.
و بسیار متعددند فنونی که با دست به روی دیگر نقاط بدن اجرا میشوند که از شمارش خارجند و من از همه اینها فقط میخواهم یک نتیجه بگیرم و آن اینکه:
دست، نقطه شروع و خاتمه اجرای بسیاری از فنون رزمی است. پس میتواند رل اصلی را در یک مبارزه ایفا کند و نتیجه را تغییر دهد.
نهایتا از دیدگاه شخصی و با برداشتهای حاصل از اطلاعات ناقصم باید اذعان کنم که بیشترین نقش دستها را در ورزش رزمی آیکیدو یافتم.

 

یک روش کامل، بخشی از هدف هاردفریسک یک روش کامل ( بخشی از هدف هاردفریسک )

نکته ای که به آن اشاره خواهم کرد، اصولا چیز جدیدی نیست ولی مسلما درصد بالائی از افرادی که درگیر ورزش و فعالیتهای فیزیکی هستند با آن سروکار دارند و اکثرا به آن توجه نمیکنند و آن اینکه:

همیشه در حرکات ورزشی، فعالیتهای ورزشی و حتی یک ورزش خاص، با اصول و قراردادهائی روبرو میشویم که پیشینیان و پیشکسوتان آنها را به ما می آموزند و یا قبلا آموخته اند. و ما همیشه سعی میکنیم که آنها را، بدان گونه که یه ما آموخته اند، و به قولی، " به درستی " انجام دهیم و آیا این به واقع، راه درست ورزش کردن است؟!

در کمال تعجب باید بگویم: خیر، این راه صحیح نیست! ولی چرا؟ چون تمام آنچه که حتی بعنوان قراردادهای بدیهی و اولیه برای من و شما طراحی شده است، چیزی فراتر از "استنباطهائی از عقول ناقص انسانی" نیست!

به قول انیشتین، بهترین راه، مثال زدن است، پس دقت کنید... دهها سال، قهرمانان شنا در رقابتهای ورزشی مربوطه، از کشوری تا جهانی و المپیک، به گونه خاصی شنای قورباغه را به ما نمایش میدادند، آنها آنگونه آموزش دیده بودند چون مربیان آنها به ایشان آموخته بودند که شنای صحیح چنین است. همه از همان سبک پیروی میکردند، بدون چون چرا. اگر در آن زمان از روش دیگری برای "پا زدن" در قورباغه استفاده میکردید مسلما می پنداشتند که شما چیزی از شنا نمیدانید زیرا از قوانین و روشهای تثبیت شده و علمی استفاده نمیکنید. پس چه شد که همان شیوه صحیح پا زدن در شنای قورباغه اکنون بعنوان "روش قدیمی" و نادرست مطرح است؟!

جواب ساده است: همیشه اشخاصی هستند که علی رغم آموزشهای کورکورانه و متعصبانه و بدون دیدگاه علمی، به دنبال روشهائی برای بهبود فعالیتهای ورزشی هستند. و به سادگی، چنین میشود که استیل قورباغه با تغییرات شگرفی به شکل امروزی آن در می آید و امروز، بازهم همه از این روش استفاده میکنند! چرا؟ چون اشخاص خلاق و دانشمند تحقیق میکنند و میبینند روش قبلی در کچینگ آب، چه در قسمت دستها و چه در بخش پاها، فقط اتلاف انرژی بوده است و روش بهتری را جایگزین میکنند.

این فقط یک مثال ساده بود. در هر ورزشی بنگرید از این موارد زیاد است. در جودو، حتی بعنوان یک سبک ورزشی باستانی، در کوهنوردی، در بسکتبال، در اتومبیل رانی و ... همیشه با تکنیکهائی روبرو میشوید که زمانی برترین روش اجرائی را برای آنها برگزیده بوده اند ولی امروز به گونه کاملا متفاوت و به مراتب "بهتر" اجرا میشود.

پس بخاطر داشته باشید که خلاقیت و دانش فیزیک و فیزیولوژی را از ورزش خود حذف نکنید و کورکورانه به دنبال آیه های ورزشی نروید!

 

مسابقات قهرمانی مچ اندازی آسیا در تهران مسابقات قهرمانی مچ اندازی آسیا در تهران

تهران، میزبان یازدهمین دوره رقابتهای مچ اندازی مردان آسیا

خبردار شدیم که قرار است مسابقات مچ اندازی قهرمانی قاره آسیا در تهران برگزار شود. قبلا هم خبری را در این مقوله نوشته بودم ولی اکنون ظاهرا قضیه حتمی شده است.
یازدهمین دوره رقابتهای مچ اندازی مردان آسیا در تهران
البته من با اخبار ضد و نقیضی از خبرگزاری های مختلف روبرو شدم تا آنجا که تا چند روز پیش هم ظاهرا معلوم نبوه است که این مسابقات در تهران برگزار میشود یا در ارومیه. زیرا مسئولین مربوطه گفته بودند که به علت تعداد بالای ورزشکاران این رشته از استان آذربایجان غربی، باید مسابقات در ارومیه برگزار شود. ولی از طرفی ظاهرا تاریخ هم مشخص است، ۲۶ خرداد لغایت ۲ تیر ماه و با پوشش کامل تلویزیونی.
ظاهرا تا کنون بیش از 11 کشور اعلام حضور کرده اند و من گمان میکنم این بهترین زمان برای کوباندن میخ مچ اندازی در ایران است. این فرصت ممکن است ده سال دیگر هم دوباره رخ ندهد و از طرفی جددا امیوارم که مشکلی در برگزاری رخ ندهد و آبروی ایرانی حفظ شود. برای مسئولین مربوطه نیز آروزی موفقیت میکنم.

 

شنا و کاهش وزن شنا و کاهش وزن

خیلی ها از شنا کردن با هدف "کاهش وزن" استفاده میکنند. طبیعی است که شنا کردن هم یک فعالیت بدنی است و باید کالری بسوزانید بنابراین پتانسیل کاهش وزن در شنا کردن وجود دارد.

اینکه چقدر با شنا کردن میتوانید کالری بسوزانید بستگی به این چند عامل دارد (مانند هر فعالیت بدنی/ورزشی دیگر):

شنا کردن با هدف کاهش وزن- وزن شما

- مدت زمان شنا

- نوع و استیل شنا

- سختی و شدت فعالیت بدنی شما

- مسافت شنا

- سرعت شنا

- سطح و تبحر شما در شنا

بنابراین نتیجه میتواند بسیار متفاوت باشد. تصور کنید در حدود وزنی یک مرد بالغ 85 کیلوئی، با نیم ساعت شنای متوسط از نظر شدت تمرین، 350 کیلوکالری انرژی مصرف میشود و این رقم میتواند تا 500 کیلوکالری برای یک سنگین وزن با فعالیت بدنی زیاد بالا برود که عددی کاملا مقبول با هدف و تفکر کاهش وزن خواهد بود.

ولی نکته جذاب ماجرا از دید من این است که اگر ورزشکار بتواند عضلات را در بخش فعالیت غیرهوازی قرار دهد و لاکتات عضلانی تولید شود، شاید گاهی این سوخت و ساز و متابولیسم و مصرف کالریها تا یک روز پس از تمرین هم ادامه یابد و این نتیجه به مراتب شگرف تری برای کاهش وزن به دنبال خواهد داشت. در صورتیکه در شرایط استاندارد، شنا کردن یک فعالیت هوازی است.

البته سخن از شنا کردن است ولی این فرمولها برای تقریبا تمام فعالیتهای بدنی صادق است. ولی تصور کنید دویدن در یک گرمای 30 درجه، با شنا کردن در یک آب 28 درجه چقدر متفاوت است! و بدین لحاظ است که من تصور میکنم شنا کردن برای رسیدن به وضعیت بدون هوازی به مراتب راحتتر و معقولتر از دیگر انواع تمرینات است و علت آن حضور مایه حیات یعنی آب است.

 

مرگبارترین فن جودو مرگبارترین فن جودو

شاید اصولا چنین مقایسه ای صجیج نباشد. کدام فن مرگبارتر از بقیه فنون جودو است؟! شاید بهتر باشد مرگبارترین فن جودو را با مثلا مرگ ٱورترین فن کاراته مقایسه کنیم. به هر صورت من کمی وارد جزئیات فنون جودو شدم و به نظزم رسید که میشود بالاترین امتیاز مرگبار را به یک فن داد.
اصولا و مشخصا، تمام پرتابها خطرناک و مرگبار هستند. چرا که اصلا معلوم نیست حریف چگونه به زمین میرسد. ضمنا اینجا مفهوم "اوکه" و "توری" اصلا مطرح نیست و سناریو را در یک درگیری حقیقی و حتی نه روی تاتمی مجسم کنید. بنابراین بلافاصله درخواهید یافت که کمترین پرتاب میتواند بیشترین آسیبها را به شما برساند.
در یک پرتاب "او گوشی" از فاصله 80 سانتی، امکان خرد شدن لگن شما هست. چرا که اجرای نهائی فن به دست حریف است. او میتواند شما را پرتاب کرده و رها کند. و یا به شدت تا آخرین لحظه و با اضافه بار "مومنتوم" شما، شما را چنان به زمین بکوبد که بهترین "اوکمی" هم جان شما را نجات نمیدهد.
ولی در میان فنون جودو و در پرتابها، من "سوتو ماکیکومی" را مرگبارتر یافتم. چطور میشود این فن را با خشم فراوان به شخصی روی آسفالت خیابان زد و انتظار داشت که بعد از اجرای فن بلند شود و گارد بگیرد؟!  :)  بالاخص که وزن خود شما را هم بعلاوه ضربه میتواند روی گردن شکسته خود حس کند.
توجه: شدیدا توصیه میکنم فنون جودو را فقط روی تاتمی و به حریف خبره بزنید تا از آسیب و پشیمانی دور بمانید.

 

انواع و اقسام یوگا انواع و اقسام یوگا

وقتی از یوگا صحبت میکنید، بخاطر داشته باشید که نزدیک به 16 میلیون نفر در آمریکا مشغول این ورزش هستند! من از آمار کشور خودمان اطلاعی ندارم ولی این آمار را از منبع "بیلارد" و به نقل از "نیویورک تایمز" ذکر کردم تا فراموش نکنیم که گستره و همه گیر شدن این ورزش میتواند گواهی بر علوم و فنون ارزنده مستتر در آن باشد.

یوگا برای همه انواع فیزیکها نسخه دارد:‌ برای من و شما، برای بچه های بسیار کوچک و حتی برای سگها! ستاره های هالیوود، همه از نقش یوگا در رسیدن به چنان اندام فیت و زیبای خود صحبت مبکنند و حتی معلولین کامل را نیز میتوان با "یوگای پسیو" از این ورزش بهره مند کرد.

چیزی که در کشور ما بعلت ناآگاهی و عدم اطلاع از یوگا در اذهان است؛ بیشتر در حدود مدیتیشن یا همان مراقبه است و به همین جهت، خیلی از مردم تصور میکنند که این ورزش اصولا فاقد فعالیت بدنی است در صورتیکه انواع آسانا، یا همان نحوه قرارگیری اندامها، میتواند فعالیت بدنی را در تمام اعضاء شما هدایت، نمایان و موثر کند.

ولی من میخواستم فقط جهت جلب توجه شما، فقط بطور خلاصه به چند شکل و قسم این ورزش اشاره کنم، تا تنوع آن را دریابید. از دیدگاه هارد فریسک، در بهینه ترین شکل ممکن، شما میتوانید با گنجاندن جلسات هاتا یوگا در بین دو دوره ورزش یکسان بدنی، ضمن کمک در پروسه ریکاوری اندامها، بخش تقویت قدرت از طریق کشش را نیز همزمان در آن دوره تحربه کنید. در ادامه بطور خیلی خلاصه و تیتر وار به اقسام یوگا اشاره میشود:

هاتا یوگا hatha yoga، یوگا با تاکید بر حرکات و اوضاع فیزیکی که معمول ترین انواع یوگا در اغلب کشورهای جهان است.

آشتانگا ashtanga، با تاکید بر تمرینات اروبیک. این نوع یوگا را یوگای قدرتی یا power yoga هم می نامند و بدیهی است که با تمرکز بر هوازی بودن حرکات، عرق کردن و سوختن چربی ها هم در برنامه است.

بیکرام Bikram یا یوگای گرم hot yoga، با تکید بر 26 حرکت در فضای تمرینی خاص با دمائی نزدیک به دمای بدن انسان یعنی 37.7 درجه ساتنی گراد که باعث انعطاف بیشتر بدنی و دفع سریعتر سموم بدن میشود.

ایئینگر Iyengar yoga، با حرکاتی همانند آشنانگا و با مکسهای طولانی تر و با تاکید بر همترازی اعضاء. در این یوگا میتوان از ابزارهای کمکی برای سهولت انجام حرکات و بالا بردن کیفیت آنها بهره جست.

Kundalini، Jivamukti، viniyoga و Ananda و عناوین دیگر که هر کدام باب سلیقه ای خاص و با هدفی خاص بوجود آمده اند و در حقیقت آنچه که مد نظر من بود، رساندن این نکته است که وقتی میگوئید یوگا، درست شبیه آن است که بگوئید ورزش رزمی! از این جهت که تنوع بسیار زیادی دارد پس باید با دقت انتخاب کنید و از مدرس و یا باشگاه بخواهید که شرایط را برای شما تشریح کنند و یا بهتر از همه، ابتدا خود تحقیق کافی کنید و ببینید میخواهید به چه سبکی در یوگا ورزش کنید و سپس به دنبال مدرس همان شیوه بروید ( که البته یادم رفته بود داریم در ایران زندگی میکنیم ).

 

نینجا: از افسانه تا واقعیت نینجا: از افسانه تا واقعیت

اول اینکه اگر تصور مکنید "نینجا" Ninja یک عنصر خیالی است، سخت در اشتباه هستید و دوم اینکه اگر تصور میکنید تمام آنچه راجع به این مزدوران بی رحم در فیلمها می بینید صحت دارد بازهم اشتباه میکنید.
"نینجا" بیش از هشتصد سال پیشینه حقیقی دارد؛ آنها دشمنانی مشحص چون سامورائی داشتند، ژاپن فئودالی؛ "اگر میتوانی فرار کن و اگر نمیتوانی، بکش" که این عین فلسفه نینجوتسو ninjutsu بود.
نینجا به چشم دشمنش شن می پاشد و مشکلی با خنجر زدن از پشت ندارد؛ هدف، فقط زنده ماندن است حال به هر طریق ممکن که میسر باشد. شاید اگر در خیال، یک مبارزه بین یک سامورائی و نینجا را متصور شوید، تنها چیز که باعث باختن سامورائی میشود، همان شرف و مردانگی وی است، چیزی که به نظر میرسد در مبارزه نینجا هیچ جائی ندارد!
نینجای مزدور
نینجا هرگز نمیتواند غیب شود، او فاقد قدرتهای ماورای طبیعی است و تنها چیز که او را به واقع غیب میکند، سرعت عمل و چابکی فرارونی است که موتورش بعد از زدن یک نارنجک دودزا روشن میشود و او را از مهلکه دور میکند و این واقعیت محض، در فیلمها بصورتی غلیظ میشود که شخصیت این مبارز همه فن حریف را زیر سوال می برد؛ و اینکار, همچنان با گرفتن شمشیر حریف با دست خالی تکرار میشود.
نینجا نمیتواند با لمس کردن نقطه خاصی از بدن حریف خود, او را در دم بکشد. این البته نمادی از pressure pointهای معمول و شناخته شده است، ولی نه با لمس کردن. آنچه نینجا را به نوعی از بسیاری از مبارزین متمایز میکند، قابلیت استفاده هوشمندانه او از تمام ابزارهائی است که ذهن خشنش آنها را تبدیل به کشنده ترین ابزارهای مرگ میکند: چوب دراز برای غذا خوردن تا ستاره های مرگبار.
نینجا لزوما لباس و ماسک سیاه نمیپوشد و همیشه از شمشیرهای سنتی ژاپنی استفاده نمیکند. نینجا حتی لزوما پرقدرت و سریع نیست. ضمنا بخاطر داشته باشید که گذشت زمان در فرهنگ فولکلور، تشخیص واقعیت از افسانه را گاهی غیرممکن میسازد.

 

میخواهید لاغر شوید؟ میخواهید لاغر شوید؟

عجب سوالی! اینکه دیگر پرسیدن ندارد! به نظر میرسد که شاید این مشکل بسیاری از مردم باشد. اصلا به نظر میرسد که امروز مردم برای ورزش تره خرد میکنند چون بعنوان ابزار لاغری به آن نگاه میکنند!

اینکه فربگی (چاقی عمومی بدن)  و یا سلولیت (تجمع چربی در نقاط خاصی از بدن مثل شکم و باسن) مشکل مردمان عصر حاضر است، درست. ولی آیا واقعا راهی برای گریز از این مشکلات نیست؟ نمیشود همچنان همبرگر و کله پاچه خورد و چاق نشد؟ نمیشود به جای سالاد با دل سیر یک پرس چلوکباب خورد و چاق نشد؟

جواب بطور خلاصه این است که اگر کالری وارد شده به بدن شما، بیش از آنچه باشد که مصرف میکنید، مسلما چاق خواهید شد و این را حتما به خوبی میدانید. ولی مشکل اکثر مردم این است که نمیتوانند به برنامه رژیم خود پایبند بمانند و به زودی آن را رها میکنند و نتیجه این است که دوباره و چندباره چاق میشوند. مشکل از ایشان نیست! اشکال در مجموعه ای عوامل و من جمله در برنامه و رژیمی است که دنبال میکنند. شخصی تا دیروز یک پرس کامل غذا میخورده و از امروز میخواهد با نصف آن خود را سیر کند. بقیه حجم معده را نیز با چیزی که سالاد می نامد پر میکند! ورزش کردن آنها نیز اشکال دارد؛ یک ماه و چند ماه ورزش سنگین (البته از قول خودشان) و بعد خسته میشوند و رها میکنند. پس راه حل چیست؟

فقط با روز 100 کالری کمتر لاغر شویدابتدا راههای موجود را بررسی کنید، خوبیها و بدیهای هریک را بسنجید و بعد تصمیم بگیرید. راه سریع و پرمخاطره ای مانند ساکشن چربیها! شاید این راهی باشد که شما پیش میگیرید. یا خوردن انواع و اقسام قرصهای چربی سوز! با شاید هم راه طولانی و بدون مخاطره. هر راهی را که انتخاب کردید باید از تمام ابزارهای آن استفاده کنید. اگر برنامه رژیم غذائی دارید باید حتی آدامس جویدن را در برنامه روزانه خود بگذارید! بله، شما میتوانید با جویدن متوالی (ساعتها) آدامس بدون شکر وزن کم کنید.

حتی سالاد در حجم بالا فقط برای شما شکم به همراه خواهد داشت! بالاخره این همه کاهو و خیار باید کجا جای داده شود؟ وعده های غذائی را به پنج برسانید و در یک کلام، به گونه ای قدم بردارید که راهی بسیار طولانی در پیش دارید؛ این تنها راهی است که خسته نخواهید شد و اراده شما دچار کاستی نمیشود.

روزه شدید نمیتواند شما را لاغر کند زیرا بدن به سرعت خود را در "مد استفاده بهینه" قرار میدهد و با امساک بسیار مواد وارده را مصرف میکند. برعکس، همین بدن باهوش را میتوانید گول بزنید آنهم با یک صبحانه تمام عیار در ابتدای روز! بدن شما با خود میگوید: وای، ببین چه خبره، هر چی تا آخر روز لازم دارم داره میاد، پس بذار بسوزونمش :)

تا قبل از 6 یا 7 یعد از ظهر تمام آنچه را که میخواهید بخورید؛ بعد از این ساعت است که بدن وارد مرحله کم کاری طبیعی خود میشود و این یعنی ذخیره بیشتر. با وعده های غذائی با اختلاف سه ساعت، نه بدن را در حالت گشنگی بی حد ببرید و نه آنقدر در طول روز و مرتب بخورید که یک صفر به کالری ورودی اضافه شود!

آیا حاضر نیستید به جای اینکه در طول سه سال گذشته، هرچه کرده اید بازهم چاق هستید، این بار فقط روزی 100 کالری کمتر بخورید و بعد از سه سال به وزنی برسید که همیشه آرزوی آن را میکردید؟!

این نتیجه یک تحقیق کاملا جدید است ولی این مبحث اصلا جدید نیست! وقتی میگویم صد کالری، یعنی فقط یک موز کمتر، یا فقط یک تخم مرغ کمتر و یا فقط 35 گرم برنج کمتر!

حال تصور کنید که مقداری هم فعالیت بدنی به این رژیم سهل و ساده اضافه شود. نتیجه به مراتب سریعتر بدست خواهد آمد. باور داشته باشید، به همین سادگی!

 

هیجان و شور ورزش هیجان و شور ورزش

وقتی چرخی در دنیای ورزش میزنید به نکات جالبی میرسید. اینکه تعریف و محدودیتی برای فعالیتهای ورزشی وجود ندارد! هر حرکت و هر سناریوئی را میتوان در دنیاب ورزش انتظار داشت:
 

National Geographic Photo Contest 2011

 
این تصاویر را از "مسابقات عکاسی سال 2011 نشنال جیوگرفیک" برگزیدم. و علت انتخاب انها، شور و هیجان ورزشی بود که به نظر من در عکسها نهان است.
تصور کنید که در یک رقابت ورزشی بسیار خشن ولی جذاب مانند شنای سه مایلی (حدود 5 کیلومتر) در آبهای سهمگین و مواج با صدها رقیب دست و پنجه نرم میکنید. حتی قازهای کنجکاو هم به تماشای این مسابقه نشسته اند!
یا وقتی که با یکی از وحشتناک ترین موجودات کره زمین، یعنی یک کوسه سفید بزرگ در عمق آب روبرو میشوید و آدرنالین از چشمها و گوشهایتان بیرون میزند!
این تصاویر، ضمن زیبائی وصف ناپذیر و قابلیت "انتقال تحرک ورزشی در اوج آن"؛ به نظر من یادآور این نکته است که "باید از سنگر بیرون آمد و جنگید!". یعنی تا زمانی که خودمان را فقط در چارچوب فکر محدود خود نگاه داریم، هرگز به تنوع عناصر این هستی پی نخواهیم برد و هرگز مزه بسیاری از چیزها را نخواهیم چشید و از همه مهمتر، تجربه ما در حد همان کادر محدود خودمان می ماند؛ ورزش، بسیار گسترده تر از وزنه و کشش و توپ و تور است.
همه ورزشها و فعالیتهای بدنی جالب توجه اند و نه فقط برخی از آنها. این مقوله ای است که بارها و بارها توسط زبانهای گوناگون قصد انتقال آن را داشته ام. و وقتی میگویم "جالب توجه" یعنی همان "قابل توجه" و ممارست و حتی تمرین! هر ورزشی میتواند روحیه خاص همان فعالیت را به شما بدهد و چه نیکو که روحیات مختلف را تجربه کنیم.
 

برنامه مسابقات مچ اندازی برنامه مسابقات مچ اندازی

مسابقات مچ اندازی معمولا بصورت دو حذفی برگزار میگردد و در پاره ای از موارد بصورت سه حذفی نیز رایج است. جدول مسابقات دو حذفی معمولا محل بروز خطاهای انسانی است! خطاهائی که می تواند حق یک ورزشکار را کاملا پایمال کند و دیگری را از ته جدول به فینال برساند!

سالها پیش با ارائه یک برنامه بسیار ساده در مسابقات قهرمانی کشوری در شهر مشهد، نتیجه مثبت و بدون استرس استفاده از یک برنامه کامپیوتری را در عمل دیدیم و البته به علت عدم برخورد حرفه ای مسئولین مربوطه، من این نرم افزار را در اختیار کمیته مچ اندازی قرار ندادم.

شما میتوانید با این برنامه تمام انواع مسابقات دو حذفی را با عدم محدودیت در تعداد شرکت کننده ها برگزار کنید؛ بدون نگرانی از خطا و پایمال شدن حقوق بازیکنها.

در صورت تمایل میتوانید با من تماس بگیرید تا امکان استفاده شخصی/خصوصی از این برنامه برای مسابقاتی که در راه دارید فراهم گردد که البته این خدمت بصورت غیر رایگان است و شما با پرداخت هزینه ای، مجوز استفاده از برنامه را برای یک مدت خاص دریافت خواهید نمود و امکان کپی برداری و یا استفاده همیشگی وجود ندارد.

نحوه کار برنامه بسیار آسان است و بدون خطا میتوانید هزاران مسابقه با هزاران شرکت کننده را برگزار کنید. حتی میتوانید جدول مسابقات را روی نمایشگر بزرگ محل مسابقات پخش کنید تا همه از بازی بعدی مطلع باشند.

 

مسابقات قهرمانی جهان 2012 برزیل مسابقات قهرمانی جهان 2012 برزیل

به نقل از سایت worldofarmwrestling.com، مسابقات جهانی قهرمانی مچ اندازی در سال جاری میلادی 2012 در کشور برزیل و در ماه سپتامبر برگزار میگردد.
وب سایت فدراسیون جهانی به آدرس WorldArmwrestlingFederation.com در ماه جاری باید قاعدتا فعال شده و اطلاعات کاملتر را از برنامه مسابقات ارائه نماید که البته تجربه نشان میدهد فدراسیون جهانی علاقه ای به بخش IT خود ندارد! بنابراین مسلما اطلاعات تکمیلی به این زودی ها در دسترس نیست.
world arm wrestling championship  brazil 2012آیا قصد شرکت در این تورنومنت با ارزش را دارید؟ اگر تمرین کافی داشته‌اید و حس میکنید در این مسابقات حرفی برای گفتن دارید (و البته پول سفر را هم فراهم کرده‌اید)، الآن زمان اقدام است. زیرا پروسه صدور ویزا بسیار زمان بر است. برای دریافت دعوتنامه باید با فدراسیون جهانی تماس بگیرید (راه و روش آن را مطرح نمیکنم چرا که تصور میکنم قاعدتا شخصی که آنقدر در خورد توانائی می بیند که در چنین مسابقه ای شرکت کند، برآمدن از این بخش کار نباید برایش چندان دشوار باشد! ).

 

کدام ورزشها بیشتر آسیب می زنند؟ کدام ورزشها بیشتر آسیب می زنند؟

در مورد اینکه اصولا ورزش می تواند به بدن آسیب برساند شکی نیست و در همین نزدیکی ها اشاره کردم که ورزش حرفه ای، در حقیقت به سادگی میتواند فیزیک شما را دچار مخاطره کند. و از دیدگاه هارد فریسک، تعادل در ورزش و تمرینات ورزشی، نه تنها آسیبها را حذف میکند بلکه میتواند ورزش را بدل به یک نوشدارو سازد!

به قول معروف، "بازی اشکنک داره، سر شیکستنک داره..." و این شاید خاصیت رقابت و بازی ورزشی باشد و به نوعی، آسیب، بخشی از ورزش است. ولی برخی از ورزشها در طبیعت خودشان سخت تر و آسیب آورتر هستند و برخی ملایم تر و ایمن تر.

بسکتبال ‌بیشترین آسیبهای ورزشی را بدنبال داردبراساس گزارشات نهادهای مرتبط در ایالات متحده آمریکا، بسکتبال، بیس بال و دوچرخه سواری، بالاترین میزان گزارشات آسیب به ورزشکاران را داشته اند! و شاید باور نکنید که مرگبارترین ورزش، دوچرخه سواری بوده است! ( آمار سال 2003 با 740 مرگ که یک سوم آنها زیر 16 سال بودند ).

بیشترین میزان آسیب دیدگی ها شامل دو مورد رگ به رگ شدن و در رفتگی است و مطلع باشید که تمام انواه آسیب دیدگی هائی که منجر به دخالت پزشک نمیشود، اصولا در این آمارها وجود ندارد بنابراین وقتی از دررفتگی صحبت میشود بدانید حتما کار به بیمارستان و معالجه پزشکی میکشد.

جالب است که زنها نیز مانند مردها بطور مساوی در این آمار حضور دارند؛ یعنی آنها هم به شدت آسیب می بینند و علت بطور مشخص، حضور مساوی آنها با مردان در رقابتهای ورزشی است ( البته نه در کشور ما ). ولی آمار همچنان نشان میدهد که زنان به مراتب بیشتر از مردان، با زکاوت و هوش و تدبیر ورزش میکنند، بنابراین از آسیبهای کمتری زجر میکشند.

جدول آسیب پذیرترین ورزشکاران:

بسکتبالٰ بیسبال/سافتبال، دوچرخه سواری، فوتبال آمریکائی، ژیمناستیک، اسکیت روی یخ، اسکیت عادی، اسکیت برد، سورتمه سواری، اسکی/اسنوبرد، فوتبال، ترامپولین (آکروبات روی تور)، هاکی روی یخ.

 

انحلال چند فدراسیون ورزشی انحلال چند فدراسیون ورزشی

این اخبار چندان به مذاق اهل این فدراسیونها خوش نیامد، تا جائی که نایب رئیس فدراسيون سابق بدنسازي و پرورش اندام گفت: به شخصه تصميم وزارت ورزش و جوانان را قبول ندارم، اما ناچاريم كه اين تصميم را بپذيريم ( به نقل از ایسنا ).
به گزارش و به نقل از خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)‌، چهارشنبه خبر انحلال سه فدراسيون ورزشي بدنسازي و پرورش‌اندام، كونگ‌فو و آمادگي جسماني و ايروبيك از طرف پايگاه خبري وزارت ورزش و جوانان اعلام گردید. به دنبال تصميم مقامات وزارتخانه براي انحلال اين فدراسيون‌ها، صبح شنبه جمعي از دست اندرکاران بدنسازي و پرورش اندام در واكنش به اين تصميم مقابل وزارتخانه تجمع كردند تا اعتراض خود را به گوش معاونت حرفه‌اي و قهرماني وزارت ورزش و جوانان برسانند ( به نقل از ایسنا ).
قاعدتا با انحلال این فدراسیونها، باید فعالیت آنها زير پوشش فدراسيون انجمن‌هاي ورزشي و بصورت انجمن ادامه یابد ولی مسلما این امر باعث بروز مشکلاتی خواهد شد. البته از دید شخصی، فوکوس و تمرکز روی فدراسیونهای ورزشی المپیکی بیشتر خواهد شد که این خود یک حرکت مثبت است ولی چرا باید با پیشروی به سمت مثبتها، منفی ها را نیز تقویت کنیم؟!
به هر صورت این خبر مسلما برای آن دسته از ورزشکارانیکه بطور حرفه ای این ورزشها را دنبال میکند چندان خوش آیند نیست.

 

ورزش حرفه ای: خوب یا بد؟ ورزش حرفه ای: خوب یا بد؟

وقتی از "ورزش حرفه ای" و ورزشکار حرفه ای صحبت میکنیم، منظور اخذ و کسب پول در یک فعالیت ورزشی است که نقطه مقابل آن "ورزش آماتور" و ورزشکار آماتور است. ولی آنچه که در این لحظه مورد نظر من است، بحث در مورد مقوله پول در ورزش نیست؛ بلکه دقیقا بر عبارت "حرفه ای ورزش کردن" تکیه دارم.

از دیدگاه دیگر و به زبانی دیگر، "حرفه ای ورزش کردن" عبارت است از مجموعه ای از تمرینات و تمهیدات ویژه با هدف ارتقاء کارائی ورزشی یک ورزشکار در یک شاخه مشخص و از پیش تعیین شده ورزشی.

یعنی بالابردن "پرفورمنس" یک ورزشکار در یک فعالیت ورزشی، بگونه ای که بیشترین حد ممکن از توانائی ها و پتانسیلهای آن ورزشکار استفاده شود و نتیجه، مسلما ارتقاء ورزشکار، در همان رشته ورزشی خواهد بود.

این موضوع اصلا چیز جدید و یا پیچیده ای نیست و من فقط با تکرار عبارات قصد دارم نظر شما را به نکته اصلی و ساده این موضوع جلب کنم، اینکه: اگر قرار است یک ورزشکار در یک رشته ورزشی پیشرفت کند، باید بصورت "ویژه" یا همان "حرفه ای" در آن رشته ورزشی تمرین کند و این تمرینات و تمهیدات باید بطور ویژه، برای همان سبک ورزشی طراحی شده و در همان جهت باشند.

و نتیجه؟ مسلما با تمهیدات صحیح، نتیجه چیزی نیست جز کارائی بالاتر ورزشکار در آن رشته ولی این فقط بخش مثبت قضیه است!

به سادگی بخاطر داشته باشید که وقتی روی یک محور کمی/کیفی به سمت خاصی می رویم، بطور ناگزیر از سمت دیگر دور می شویم. یعنی بطور مثال، وقتی عضلات شما برای انجام امور سنگین ورزیده میشوند، بطور اتوماتیک از دامنه حرکتی آنها کاسته میشود ( چرا که تارها در انقباض هستند ) و بالعکس. پس وقتی ژیمناستیک میکنید، عضلات با 180 درجه تفاوت نسبت به شنا کردن پرورش می یابند. پس این اصلا تعجب آور نیست که یک شناگر حرفه ای نتواند ساده ترین حرکات ژیمناستیک را هم انجام دهد. چرا که تمام وجوه بدنی ورزشکار، در حیطه تسلط سبک ویژه تمرینات اوست. مثالهای متعدد در تفاوت ورزشکاران حرفه ای را در ذهن خود مجسم کنید و ببینید که نمونه بسیار است و تفاوت از زمین تا آسمان: بدن اصلاح شده در یک موج سوار با بدن اصلاح شده در یک والبیالیست ... تفاوت فیزیک یک دونده ماراتن با فیزیک یک کشتی گیر سومو.

و آنچه که من شخصا نتیجه گیری میکنم، عدم رضایت در این تفاوت زیاد بدنی است. پس ورزش حرفه ای نه تنها خوب نیست، بلکه بد و زیان بار است زیرا جسم و روح شما را یکسو و یک جهته میکند و قابلیتهای بی پایان بدنی شما را در حیطه و کادر و فریم منحصر خود محدود می سازد.

ضمن اینکه با تمرینات ویژه ورزشی و فوکوس و تمرکز روی قابلیتهای خاص، گاهی صدمات بسیار شدیدی به اعضاء و اندامهای ورزشکار وارد می آید که حتی ممکن است غیرقابل جبران باشد و این یعنی به جای سود بردن از ورزش، هدف اصلی که سلامتی است بطور کامل دچار مخاطره قرار گیرد. ساده ترین مثال این اتفاق رایج، بزرگ شدن عضله قلب در دونده های استقامت است. یا شکستن گوش در کشتی گیرها؛ آیا تصور میکنید فشارهائی که در مرور زمان باعث تغییر شکل کامل گوش در کشتی گیرها میشود، فاقد آثار جانبی بسیار مخرب است؟

پاهای آسیب دیده در جودو، زانوهای نابود شده در آیکیدو، مغزهای متلاشی شده در بوکس، بدنهای کوفته در فوتبال آمریکائی، و ... دهها آسیب جدی در دهها سبک ورزشی، میتواند فقط به علت "حرفه ای ورزش کردن" در این فیلدها باشد. در صورتیکه هریک از این عناوین و هریک از این رشته های ورزشی، میتوانند دربهای جدیدی از علم تربیت بدنی را برای شما باز کنند، بدون اینکه به مدال بیاندیشید!

 

مجله شنا مجله شنا

"مجله دنیای شنا" یکی از کاملترین منابع اطلاعاتی در مورد این ورزش است که البته این به علت پیوند آن با یک وب سایت بزرگ به همان نام است.
علت معرفی این مجله از دید من، امکان دانلود رایگان نسخه الکترونیکی آن است که بدون شک مزیت بسیار بزرگی است زیرا اگر بخواهید این مجله را بصورت کاغدی و چاپ شده دریافت کنید، در خود آمریکا باید 40 دلار بپردازید و در ایران 26 دلار دیگر هم برای پست اضافه میشود یعنی 66 دلار با نرخ نامعلوم!

تصویر: عکس روی جلد مجله دنیای شنا، شماره ماه مارس

در همین لحظه اگر بخواهید این مبلغ را با کارتهای اعتباری و اینترنتی بپردازید، با کارمزدها و کمیسیونها حداقل روی دلاری 2600 تومان حساب کنید. بنابراین نسخه دیجیتالی با فورمت PDF کاملا به صرفه و منطقی و دردسترس است.

سایت رسمی مجله دنیای شنا:

swimmingworldmagazine.com

 

کشتی گرفتن : بهترین راه آماده سازی بدن کشتی گرفتن : بهترین راه آماده سازی بدن

لازم نیست حتما مبارزه گر حرفه ای رینگ باشید یا حتی یک کشتی گیر آماتور؛ فقط کافیه با یک حریف سرشاخ بشوید تا بهترین بدنهای دنیا را پیدا کنید! هم از نظر شکل و تناسب و هم از نظر اصل مطلب، یعنی آمادگی جسمانی.

سه دقیقه کشی با یک حریف مانند خودتان چنان ضربان قلب شما را بالا می برد که در مدت یک ساعت پیاده روی تند هم به آن نمی رسید! و این یعنی سوختن چربی ها با شدت بالا؛ چرا که در کشتی گرفتن از دید من، بطور اتوماتیک درگیر سیستم اینتروال میشوید و با بالا و پائین رفتن های مداوم ضربان قلب، شانس سوختن چربی ها را به حداکثر می رسانید.

 

رسلینگ، راهی تثبیت شده برای آمادگی جسمانی

 

طرح این موضوع البته چیز جدیدی نیست فقط طبق معمول من عقیده دارم که بعضی از مربی های حرفه ای برای نگاهداشتن شاگردان خود هرگز این رموز کوزه گری را بروز نمی دهند و مسلما این مطلق نیست یعنی مربیان بسیار زیادی هم هستند که متعهد بوده و رمز و رازها را برای شما عیان میکنند. ضمن اینکه اصولا جامعه ورزشی امروز در تمام دنیا، قصدش هشتاد درصد تجارت است و نه نگرانی از سلامتی من و شما. بنابراین بهتر است به جای ارائه کردن راههای تثبیت شده و صد در صد عملی و با زمان کوتاه، بروند سراغ دوره های بلند مدت و وسایل ورزشی پیچیده تر. باور کنید کشتی میتواند تمام آن عضلاتی را که حتی بهترین دستگاههای بدنسازی هم سراغشان نمیروند را برای شما دستکاری و نمایان کند.

سالها پیش این چنین تکنیکهائی توسط بهترین ورزشکاران اجرا میشده (اغلب آنهائی که نزدیکی بیشتری با رینگ داشتند) و نتیجه هم چیزی جز بدنهائی طبیعی ولی کاملا مقاوم و مستحکم نبوده است؛ بدنی که شاید با خوردن فقط چند ماه پروتئین اضافه و سولاریوم، همان ظاهر را داشته باشد، حتی قشنگ تر. ولی در عمل، حتی یک دهم توان ورزشکاران سبک قدیم (یا آنها که حداقل روشهای قدیمی را نیز بکار می بندند) را ندارد.

خلاصه اینکه اگر میخواهید همزمان با بکارگیری بدن خود، ذهن خود را نیز آماده سازید، کشتی گرفتن میتواند بهترین انتخاب ورزشی باشد و در پایان دو راند سه دقیقه ای خواهید دید که تمام آن دو ساعت در باشگاه بدنسازی، فقط تلف کردن زمان است!!!

 

اصلا چرا ورزش کنیم؟! . . . بخشی از فلسفه هارد فریسک اصلا چرا ورزش کنیم؟ ! . . . بخشی از فلسفه هارد فریسک

تابحال به این موضوع بسیار ساده توجه کرده اید که اصولا "ورزش کردن" از کجا پیدا شد؟
یعنی اصلا چرا ما باید ورزش کنیم و نباید بتونیم با روند عادی زندگی در سطح سلامت کامل باشیم؟
در فلسفه هارد فریسک، وقتی روند عادی زندگی پیش برود، حقیقتا نیازی به ورزش کردن نیست! صرف نظر از مفهوم کلمه ای، در اینجا، عبارت "ورزش کردن"، کاملا با "تمرین کردن" متفاوت است. یعنی اینکه شما برای بهبود برخی از فعالیتها، تمرینات خاصی را در همان راستا انجام میدهید ولی اولا دمبل و باشگاهی درکار نیست، ثانیا به ظاهر و تناسب هم توجه نمیکنید!
ولی چگونه با روند عادی زندگی میتوان به سطح سلامت کامل رسید؟ طبیعی است که با تصور زندگی امروز، ما چیزی بنام روند عادی نداریم زیرا شکار نمی کنیم، نمی کاریم، کشاورزی نمی کنیم، دام نداریم، هیزم نمی شکنیم و تازه احساس ضعف میکنیم و کله و پاچه هم می خوریم!
آری، نه تنها از فعالیتهای واقعی زندگی به دور هستیم، بلکه با تغذیه نادرست بازهم بر بار منفی سلامت خود می افزائیم.
واقعیت از دیدگاه منطق هارد فریسک این است که اگر انسان در طول شبانه روز برای رسیدن به محل کار خود ( که آنهم اداره نیست ) از سراشیبی کوه بالا میرفت و اسب سواری میکرد و هیزم از جنگل می آورد و ماست طبیعی گاو میخورد و تمشک می چید، هرگز نیازی به نام نویسی در باشگاه سرکوچه و خوردن قرص جوشان ویتامین سی نداشت.

 

تنها چیزی که شاخه به شاخه رفتنش خوب است تنها چیزی که شاخه به شاخه رفتنش خوب است

ورزش، تنها چیزی است که شاخه به شاخه کردنش خوب است!  این موضوع بطور مشخص در مورد اکثر فعالیتها جنبه منفی پیدا میکند؛ یعنی اینکه شما مرتب برای انجام فعالیتهای اقتصادی، آموزشی، و غیره، از این شاخه به اون شاخه می پرید و هیچ کاری را به انتها نمی رسانید.

روزی به دنبال ساخت و ساز میروید و بساز بفروش می شوید و سال دیگر به سراغ تاسیس گلخانه و پرورش گیاهان. امروز می روید برای تحصیل علم نجوم و فردا ساز به دست میگیرید!

این حس و حال و این شاخه به شاخه پریدن ها برای خیلی از من و شما اتفاق می افتد ولی نتیجه چیزی نیست جز اینکه به جای صعود از شاخه های آن درخت، باید مثل تارزان فقط در عمق جنگل نفوذ کنیم!

البته در ورزش نیز وقتی بحث "ورزش حرفه ای" پیش می آید موضوع همان است. یعنی برای "ورزشکار حرفه ای شدن"، باید یک شاخه را دنبال کرد ( که البته به گمانم قبلا در مورد زیانهای ورزش حرفه ای مطالبی با شما درمیان گذاشته باشم ) ولی موضوع "سلامتی" و "تربیت فیزیکی" در ورزش، ورای آوردن چندین مدال و یا کسب شهرت است.

هیچ سبک ورزشی کامل و جامع نیست. از نمونه های بسیار مدرن و پیشرفته غربی گرفته تا نمونه های بسیار کلاسیک و با پیشینه های ده هزار ساله شرقی؛ هیچ کدام بطور مطلق، حتی در زمینه تخصصی خودشان نیز کامل نیستند، چه برسد به اینکه بخواهند در تمام ابعاد فیزیکی و سلامت جسم و روح مدعی باشند. درست مثل این است که مواد غذائی بخواهند با هم رقابت کنند: یکی منبع ویتامین A ولی بدون کلسیم و یکی فیبر بسیار غنی و فاقد پروتئین.

آیا واقعا میتوان یک ماده غذائی پیدا کرد که همه نیازهای بدن را پاسخ بدهد؟! حتی خوراکی ها هم که مجموعه ای از مواد غذائی هستند نمیتوانند گستره نیازهای بدن انسان را پوشش دهند و اینجاست که ما به سمت خوردن انواع خوراکی ها و مواد غذائی می رویم و تازه، در برخی مواقع باید بعضی از مواد غذائی را برای بهبود و یا رسیدن به یک وضعیت خاص بدنی به رژیم خود اضافه یا از آن کم کنیم.

پس در ورزش کردن میتوان "شاخه به شاخه" پرید و اطمینان داشت که بسیار بالاتر و مجهزتر از حرفه ای ترین ورزشکاران بود. چرا که اصولا تعریف "حرفه ای بودن"، یعنی تک شاخه بودن و تمرکز بر بخشهای فیزیکال خاص؛ یا در بهترین شرایط، تمرکز بر شیوه ها و فلسفه های خاص که با تجربه های شخصی من، این هرگز راه تعالی فیزیک بدن و متافیزیک ذهن نیست. پس امروز بروید سراغ والیبال و روزی دیگر به سراغ کوهنوردی! و خود را از لاک تک بعدی درآورید.

 

غیبت طولانی غیبت طولانی

مدتها در این بخش، یعنی سایت ورزشی هارد فریسک شاهد فعالیت نبودید و به گمانم علت آن چندان نباید برای بازدیدکننده ها مهم باشد، بلکه مهم این است که دوباره بازگشته ام و به شما اطمینان میدهم که عدم حضور، صرفا در حیطه و بخش سایبری و به قول عام، در سایت اینترنتی بود. وگرنه در این مدت، مطالعات و تحقیقات و تجربیات شخصی بی شماری داشته ام که طبق روال گذشته، بطور مستمر و به جا در اختیار شما خواننده گرامی قرار خواهم داد.
از اینکه مرتبا به بخشهای وب سایت سر میزدید و صفحاتی را که در Favorite مرورگر وب خود قرار داده بودید، دنبال میکردیدٰ خرسند و خوشحال میشدم ولی از طرفی ناراحت از اینکه امکان سرویس دهی وجود ندارد.
قابل توجه آن دسته از دوستان که بارها و بارها برای خرید هندگریپر پیگیری نمودند؛ همانطور که شاهد بودیدٰ نوسان شدید در قیمت ارز در ایران و همچنین عدم وجود ارز کافی که از طرق 100٪ قانونی تهیه شده باشد، باعث شد تا فروش هندگریپرها بطور کامل منتفی گردد. امیدوارم که در آینده نزدیک با ثبات در بازار دلار، بازهم شاهد عرضه این محصولات ورزشی بی نظیر باشیم. ( اکنون کسانی که این ابزار ورزشی را قبلا تهیه کرده اند بیشتر به ارزش و کاربرد آن پی می برند :)

 

جوایز در مسابقات مچ اندازی جوایز در مسابقات مچ اندازی

هرگز به مچ اندازی بعنوان یک ورزش پولساز نگاه نکنید! من با مسابقاتی در آمریکا برخورد کردم که دارای جوائز یکصد هزار دلاری بودند ولی این فقط ممکن است سالی یکبار اتفاق بیفتد و آنهم بهترین مچ اندازان دنیا برای این جوائز دندان تیز میکنند و مثل گرگ رقبایشان را پاره میکنند! ( تازه برای شرکت در چنین مسابقه ای در لاس وگاس، حداقل باید 10 هزار دلار آمریکا هزینه کنید؛ و این دقیقا یک قمار است )

اصولا اگر بدنبال پولسازی با ورزش هستید توصیه میکنم بروید دنبال تنیس و گلف و بکس و بسکتبال. البته آینها هم برای همه نان و آب ندارند؛ و از هر 10 هزار نفر یکی میشود قهرمان درجه یک.

وقتی حاضر شوید سالها، هزینه زمین ساعتی 50 هزار تومان و مربی ساعتی 100 هزار تومان تنیس را بپردازید، و زیر آفتاب عرق بریزید و خوت دل بخورید، گویا خدا هم برای شما می سازد و راه را برای درآوردن این پول خرج شده باز میکند. ولی در مچ اندازی اصولا چنین اتفاقی نمی افتد و شما که برای خرید کمترین ابزار های این ورزش دست و دلتان می لرزد هرگز به آن قله ها دست نخواهید یافت!

وقتی ورودی یک مسابقه 10 هزار تومان است و بعضی ها انگار جان میدهند تا آن را بپردازند! وقتی تهیه یک هند گریپر 80 هزار تومانی برای بعضی مثل خرید یک اتومبیل پیچیده است!  چگونه انتظار دارید که بتوانید با مچ اندازي پول سازی کنید؟!  اینها را عرض میکنم، فقط برای آنکه آگانه قدم بردارید و وقت خود را تلف نکنید.

 

مسابقات آسیائی مچ اندازی در ایران مسابقات آسیائی مچ اندازی در ایران

احتمالا شما هم این عنوان را با تعجب خواندید:‌مسابقات مچ اندازی، قهرمانی آسیا سال 2012 در ایران؟!
من هم این خبر را شنیدم و فقط یک ثانیه خوشحالی کردم زیرا تصورم بر این است که برگزاری این مسابقات حتی در پایتخت، تهران نیز، سراسر مشکل است! بحث منفی بافی و منفی نگری نیست؛ ساده ترین مشکل، برگزاری مسابقات در بخش خانمهای محترم است که حقیقتا در ذهنم جای نمیگیرد که چگونه با شرایط ما این امر ممکن خواهد بود.
به هر صورت من شخصا امیدوارم که این حرکت بصورت یک رنسانس برای ورزش مچ اندازی در ایران درآید و بتوان علی رغم نکات منفی، به گونه ای صحیح از آن بهره برداری نمود.

 

از سری: " فلسفه قدرت دست "، شماره شش؛ دفاع شخصی از سری: " فلسفه قدرت دست "، شماره شش؛ دفاع شخصی

مسلما در بحث دفاع شخصی، دستها نقش بسیار بزرگی بازی میکنند و این در دنیای نا امن امروز، بسیار مهم جلوه میکند. مگر آنکه تصور کنید که حادثه و نا امنی فقط برای همسایه شماست!
امروز شاهد آن هستیم که عده زیادی از مردم به اهمیت دفاع شخصی پی می برند و خود را درگیر این مقوله میکنند ولی به عقیده من، رفتن سراغ دفاع شخصی بدون درنظر گرفتن قیتنس فیزیکال و بالاخص دستها و پنجه ها، مانند خوردن چلوکباب بدون کباب است! چلوکبابی که کره و دوغ و گوجه و همه مخلفات را دارد ولی یک سوم سیخ کباب دارد!
علی رغم اینکه تصور میکنید موضوع دفاع شخصی بسیار ساده است، من شخصا عقیده دارم که بحث پیچیده ای است زیرا منطق پیچیده ای دارد، منطقی که همه بر آن بطور مشخص تکیه نمیکنند و درواقع هر سیستمی از دفاع شخصی، نظرات و فلسفه خاص خود را دارد. از دیدگاه من، در یک سیستم دفاع شخصی برای شهرنشینان و جاده رو ها، دستها حداقل 40 درصد رل را در دفاع از خود و دیگران بازی میکنند.
پاورقی: بازهم بگوئید هارد فریسک به قدرت دستها بسیار رادیکالی نگاه میکند! صد البته که شما درست میگوئید چون این حقیقت دارد زیرا این جزو فلسفه هارد فریسک است.

 

از سری: " فلسفه قدرت دست "، شماره پنج؛ حتی اگر عضله میخواهید از سری: " فلسفه قدرت دست "، شماره پنج؛ حتی اگر عضله میخواهید!

حتی اگر فقط به دنبال پرورش عضلات هم باشید، بازهم دستها بهترین نقطه اتکا هستند چرا که اغلب تمرینات دست میتوانند موجبات پرورش عضلات بزرگی را فراهم کنند. یعنی فوکوس روی دستهاست ولی منجر به افزایش حجم عضلانی بی نظیری در اطراف خود میشود. البته توجه داشته باشید که تمرینات خاصی برای دستها باعث این مسئله میشود و در حقیقت تمریناتی هستند که تاثیر بیشتری دارند مثل انواع خم کردنها و پاره کردن ها که مطمئن هستم حتی تابحال به فکر خیلی ها هم نرسیده است چه برسد که این تمرینات را بصورت روتین انجام داده باشند.
در خم کردن ها، عضلات بسیار ریزی درگیر میشوند که حتی فکرش را هم نمیکنید و این عضلات معمولا نادیده گرفته میشوند و کار کردن به روی آنها، کیفیت عضلانی بالاتنه و کور را به طرز شگفت انگیزی افرایش میدهد.
بنابراین حتی اگر فقط عضله میخواهید، بازهم تمرینات دست بسیار موثر و کارآمد هستند، آنهم در کل بالاتنه و مرکز بدن.

 

صنف خود را خراب نکنید صنف خود را خراب نکنید!

آبرو و هویت یک اجتماع ورزشی، در طی سالها و دهه ها ایجاد میشود

 

...موضوع اینکه صنف ورزش هم مانند تمام اصناف با خشک و تر میسوزد و یک مربی یا باشگاه بد میتواند نظر شما را برای تمام عمر تغییر دهد و این حقیقتا منصفانه نیست ولی متاسفانه یک حقیقت است...


خراب کردن چه آسان و ساختن چه دشوار! آبرو و هویت یک صنف، و به طور مشخص، صنف ورزشی، در طی سالها و دهه ها ایجاد میشود. از دست اندرکاران
بالادست در فدراسیون و کمیته و انجمن و گروه گرفته تا مربیان و متصدیان باشگاههای ورزشی. این هویت و نما، برگرفته از جمع افراد و اجتماع میان آنها در یک رشته ورزشی است که نهایتا تصویری از آن صنف ورزشی به شما میدهد: فوتبالیستها، والیبالیستها، بوکسورها، مچ اندازها، اروبیکی ها، پرورش اندامی ها و .... من و شما اینگونه خطابشان میکنیم زیرا معتقدیم که همه آنها در یک گروهند.


همه میدانیم که استثناء در تمام چیزها وجود دارد ولی متاسفانه یا خوشبختانه، گروه بی شماری را میتوان با یک چوب زد! یعنی همان قضیه سوختن خشک و تر باهم.
بنابراین هر حرکت من و شما در یک گروه ورزشی، نهایتا به نام آن گروه تمام میشود و میتواند یک صنف را آلوده و یا شفاف کند. اگر زمانی، مسئولیتی داشتم و از قدرت اجرائی برخوردار بودم، هرگز اجازه نمیدادم که آبروی اجتماعات مختلف ورزشی به واسطه ندانم کاری اشخاص کوچک و کوته فکر به بازی گرفته شود.

 

از سری: " فلسفه قدرت دست "، شماره چهار؛ دستها قدرت را نمایان میکنند از سری: " فلسفه قدرت دست "، شماره چهار؛ دستها قدرت را نمایان میکنند

دستها توان فیزیکی بدن شما را به مرحله اجرا می گذارند؛ و این دستهای شما هستند که قدرت شما را قابل استفاده و اجرائی میکنند. میخواهم در یک جمله بگویم که برای نمایان کردن و بروز قدرت کل بدن خود، در اکثر مواقع نیاز به قدرت دست است؛ دقیقا مانند تفکر آشپزی در یک آشپز حرفه ای که نهایتا با دستان وی به مرحله اجرا گذاشته میشود یا تفکر یک آیکیدوکا که باید با هماهنگی حرکات دستش به نقطه اجرای فنون برسد.
ماجرا این است که معمولا قدرت عضلات بزرگ شما بسیار بالا میرود، عضلاتی مانند: پشت، ساق پا و شانه ها. این عضلات بسیار بسیار نیرومند میشوند ولی اغلب مردم در دستها ضعیف هستند و ضعیف باقی می مانند. و این دستها هستند که در دنیای حقیقی و نه در باشگاه، شما را متوقف میکنند یا میتوانند شما را با سرعت به جلو ببرند.
به سادگی، اگر شانه شما بتواند مثلا 500 پوند نیرو وارد کند ولی دستهای شما به 200 پوند محدود شود، مشخصا شما در دنیای واقعی دچار مشکل خواهید شد و این دردناک است! اینطور نیست؟

آیا قدرت ارثی است؟ آیا قدرت ارثی است؟

فلسفه اصلی ورزش و تمام فعالیتهای ورزشی و فیزیکی، رقابت با خود و پشت سر گذاشتن محدودیتهای خودتان است

یک بار از یکی از مربیان بنام پرورش اندام در باشگاه شنیدم که به من گفت: ... زور ارثیه، زیاد خودتو خسته نکن...اگه نمیتونی بیشتر از این وزنه رو روی سینه ببری یعنی زورت نمیرسه چون ژنشو از اول نداشتی..."

من خیلی فکر کردم، طبیعی بود که هر کسی هم جای من بود جا میخورد: یعنی من زورم کمتر از بقیه است؟! این قضیه مال 8 سال پیش بود، وقتی وزنه هائی به مراتب سنگین تر از آنکه آن روز میزدم را به سینه چسباندم، با اقتدار در ذهنم گفتم که آن مربی سواد نداشت و دیگر هرگز به باشگاه پرورش اندام نرفتم!!!!!

موضوع قدیمی ولی بسیار مهم " ژن و محیط " را وقتی 18 سال داشتم در دانشکده پیراپزشکی مطالعه کردم و این کانسپت را به مرور زمان فهمیدم و درک کردم و تمام جوانب آن را شیرفهم شدم.

نمیدانم دقیقا منظورم را چگونه تفهیم کنم ولی، صرف نظر از اینکه اصلا شما ژنی بنام مثلا " پرورش اندام " داشته باشید یا نه یا اینکه خدای نکرده اصلا با نقص عضو مادرزادی به دنیا آمده باشید، فلسفه اصلی ورزش، تمام فعالیتهای ورزشی، حتی پرورش اندام، رقابت و "پشت سر گذاشتن خودتان" است. بخاطر داشته باشید، مهم نیست که شما از من سریعتر میدوید، مهم این است که امروز چقدر از دیروز خود سریعتر دویده اید؛ مهم نیست سریعتر بدوید، مهم این است که بدوید!

در مورد موضوع ژن و محیط هم به سادگی مشخص است که با تمرین و تفکر میتوان تقریبا تمام محدودیتهای فیزیک انسان را پشت سر گذاشت؛ پرورش اندام که عددی نیست!

از سری: " فلسفه قدرت دست "، شماره سه؛ جان خود را نجات دهید از سری: " فلسفه قدرت دست "، شماره سه؛ جان خود را نجات دهید!

دستها ابزارهای اصلی انسان هستند
قدرت دستان شما میتواند زندگی خودتان و حتی دیگران را نجات دهد! اغلب مردم در دنیا نمیتوانند خود را از یک دیوار بالا بکشند و این چیزی نیست جز ضعف دستها و این ضعف خیلی مواقع به قیمت جان آنها تمام میشود. این موضوع ممکن است در هر لحظه و بطور اضطرار اتفاق بیفتد: یک سیل، حمله یک جانور وحشی و یا هار، فرار از دست یک جنایتکار و ...
اینکه در اجتماع کنونی، با شکل زندگی فعلی، تصور میکنید که قدرت دست به کار شما نمی آید چندان هم عجیب نیست، ولی واقعی و منظقی نیست. بنابراین بر خلاف جریان موجود و تفکر نادرست، شما به دنبال تقویت ابزار اصلی خود باشید تا بتوانید از آنها بطور عملی استفاده کرده و در موقع لزوم جان خود و خانواده خود را نجات دهید.
بخاطر داشته باشید: برای بلند کردن یک وزنه سنگین در سالن ورزشی زندگی، برای شما کف نخواهند زد، مگر آنکه آن وزنه، کیسه و گونی سنگین بک پیر مرد ناتوان باشد!

 

فلسفه هارد فریسک فلسفه هارد فریسک

فبسفه سبک ورزشی هارد فریسک بر مبنای رسیدن به توانائی هایی است که شما را برای بخش فیزیکال یک زندگی سالم و امن انسانی یاری میکنند. از دیدگاه من، کسب این قابلیتها برای عموم افراد امکان پذیر و میسر است؛ تنها با دانستن روش صحیح، تمرین، مرور نتایج و تصحیح خطاها و کمبودها.

هارد فریسک، راز بقا از طریق ورزش و تمرینات خاص بدنی است

هارد فریسک توانائی ها را الزامی و کلیدی میداند که برای بقاء نوع انسان ملزوم است. مسلما تعریف این توانائی ها به مرور زمان و با تغییرات محیط زندگی انسان تغییر میکند و این لازمه یک سبک ورزشی پویا برای ادامه یک زندگی حقیقی است.

هارد فریسک شما را برای یک زندگی امن آموزش میدهد

تاکید HF بر بخش فیزیکال و توانائی های فیزیکی انسان است و مقولات منتالی و روانی و ذهنی در پله های بعدی قرار دارند که اصولا تمرکز زیادی از طرف اچ.اف. بر آنها نمیشود زیرا گفته " عقل سالم در بدن سالم " من را بر این داشته است که از تمرکز اصلی به روی این بخش صرف نظر کنم که اصولا من در آن موارد ( مسائل روحی و روانی ) صاحب نظر هم نیستم.

هارد فریسک ذاتا یک شیوه ثابت ورزشی نیست و مسلما با شرایط زمانی و مکانی دگرگون میشود

هارد فریسک شما را برای یک زندگی امن آموزش میدهد، زندگی که سرشار از لحظه های زیباست، در یک آن میتواند با تهدیدات معمول و غیرمعمول، کاملا دگرگون شده و عذاب آور شود تا آنجا که زندگی از انسان گرفته میشود. بنابراین هارد فریسکف راز بقا از طریق ورزش و تمرینات خاص بدنی است.

هارد فریسک توانائی ها را کلیدی میداند که برای بقاء نوع انسان ملزوم است

لازم به ذکر است که بخش عمده ( حدود 98 درصد ) مقالات این وبلاگ شخصی ورزشی بر مبنای تفکرات و فلسفه هارد فریسک که توسط شخص خودم طراحی شده است، نگاشته شده اند و فقط حدود 2 درصد نوشته ها به ترجمه های صرف و مستقیم باز میگردد که آنها هم در جهت موضوعات مرتبط هستند. ضمنا هارد فریسک، ذاتا یک شیوه ثابت نیست، و همانطور که قبلا اشاره کردم، با تغییرات زمانی و مکانی، رشد و تکامل و تغییر می یابد بنابراین، راه تعالی و تکمیل آن بسیار طولانیست. ولی هدف ثابت است: کسب قابلیتهای فیزیکی که برای زندگی امن و سالم نیازمندیم.

 

از سری: " فلسفه قدرت دست "، شماره دو از سری: " فلسفه قدرت دست "، شماره دو

این دستها هستند که بدن را هدایت میکنند!
از جنبه و دیدگاه سیستم عصبی و سامانه نرونها، دستها اندامهای بسیار بزرگ و با اهمیتی هستند زیرا دارای دو برابر پایانه عصبی بیشتر نسبت به دیگر قسمتهای بدن هستند و این تمرکز فوق العاده بالای آکسونها در نوک انگشتان ( پنجه ها ) به حداکثر خود میرسد!
دستها را دست کم نگیریدبنابراین وقتی دستهای خود را تمرین میدهید و آنها را قوی میکنید، عملا بخش عمده ای از اعصاب را تحت پوشش فرار داده و سیستم عصبی را بهبود بخشیده اید. و میدانیم که نیرو و قدرت اعصاب، یکی از فاکتورها و المانهای بسیار با اهمیت در سلامت و قدرت عمومی بدن است.
بخاطر داشته باشید که دستها در اصل، اندامهای اصلی حس لامسه اند و بیشترین فیدبک لمسی از انگشتان صادر میشود و این یعنی اینکه پتانسیل بسیار بالائی در دستها برای موقعیت یابی و تثبیت موقعیت بدن وجود دارد.
پس: دستهای خود را فراموش نکنید و بخاطر داشته باشید که قدرت دست فقط به جلو بازو و پشت بازو نیست
پاورقی: منظور از پایانه های عصبی یا همان nerve endings است که عبارت است از: انتهای یک آکسون (axon) که به یک سیناپس (synapse) ختم نمی شود.

 

آیکیدو و نیروی بدنی آیکیدو و نیروی بدنی

این کاملا صحیح است که آی کی دو، حول محور قدرت بدنی نمی چرخد. یعنی فلسفه بنیادی آن بر مبنای نیروی جسمانی بنا نشده است ولی اشتباه نکنید، این در مقایسه ورزشی مثل کشتی با آیکیدو صادق است.
یعنی اینکه اگر بخواهم به زیان دیگر بگویم؛ چطور تصور میکنید که نیروی بدنی شما در ورزش آیکیدو کاربرد ندارد و یا اینکه، اگر قدرت بدنی کافی ندارید مشکلی برای ورزش آي کي دو ندارید! خیر، این کاملا نادرست است.
در یک کلام، نیروی بدنی شما، باعث پیشرفت شما در آیکیدو میشود؛ با داشتن یک نیروی بدنی مناسب، شما فنون و حرکاتی را به اجرا خواهید گذاشت که لازمه آنها، مشخصا توان بدنی شماست و درست برعکس، وقتی قدرت بدنی ندارید، هرگز نخواهید توانست پله های آيکيدو را بطور کامل بالا بروید!
علتی که باعث شد به این موضوع اشاره کنم این است که بارها از مربیان این ورزش رزمی شنیده ام که: اصلا مهم نیست که چقدر زور داری، بیائید و این ورزش هیچ محدودیتی برای شما ایجاد نمیکند!
شما هم می بینید که بعضی از این مربیان ورزشی " به اندازه کافی " شکم دارند و چندان هم هیکل ورزشی ندارند، خیلی خوشحال میشوید که: آخ جون بالاخره یه ورزشی پیدا شد که توش به آدم زور نیارن! بعد هم بطور مشخص گمراه میشوید، زیرا در حقیقت مطلب بسیار ساده ای را بطور ناقص فهمیده اید: زور در آیکیدو، نقش اصلی را بازی نیمیکند. این جمله صحیح بود، در مقابل: زور در آيکيدو اصلا مهم نیست! جمله ای کاملا نادرست است.

توان جسمانی، نقش کلیدی را در آیکیدو بازی میکند

نشانهای بسیار ساده برای رسیدن به اینکه " توان بدنی شما، مهمترین عامل در پیشرفت در آیکیدو است " را با همان چند جلسه اول درخواهید یافت و نیازی نیست من قسم بخورم که چنین است و چنان. ولی شما به من بگوئید، کسی که باید در تمرینات وارم-آپ در کلاس، روی مچ دست و روی پنجه خود شنای سوئدی برود، جزو کدام دسته است؟ افراد کم زور و یا پر زور؟ افرادی که قدرت بدنی متوسط به پائین دارند یا آنهائی که قدرت بدنی نسبتا بالائی دارند؟ حال آنهائی که در گرم کردن برای شروع مشکل دارند، چگونه پله های ترقی را با شما همزمان طی میکنند؟!
آیا چابکی را جزو گروه فیتنس و از نشانه های فیت بودن نمیدانید؟ و چطور ممکن است که کسی نتواند به راحتی بچرخد و بلنگد و بدود، ولی به سرعت در لای کمربند سیاه قرار گیرد؟!

آی کی دو، حول محور قدرت بدنی نمی چرخد

پس باور داشته باشید که توان جسمانی، نقش کلیدی را در " حتی آیکیدو " بازی میکند؛ و نداشتن ابن قابلیت های جسمانی برای شروع مهم نیست، ولی کسب کردن این توانائی ها را باید دنبال کرد.

 

از سری: " فلسفه قدرت دست "، شماره یک از سری: " فلسفه قدرت دست "، شماره یک

قصد کردم هفت مطلب در مورد اینکه: چرا باید حتما دستان قوی داشت؟ بنویسم که این اولین شماره است.
منظور من دقیقا تفکر رادیکالی در مورد قدرت دستان شماست، بله: چرا باید دستان نیرومندی داشته باشبد و چرا تمرکز به روی این بخش از بدن باید بسیار زیاد باشد؟
شما هرگز نباید جزو گروهی باشید که برای باز کردن درب ظرفهای مختلف خوراکی دست به دامن دیگران میشوند
شاید بخندید و شاید گریه کنید: ممکن است بخندید چون هنوز به اهمیت موضوع پی نبرده اید و شاید گریه کنید چون قبلا با این مورد برخورد کرده اید و میدانید دقیقا چه میگویم:
یک جمله ناقص کوتاه: اولین دلیل، درب شیشه، در قوطی و امثالهم!
شما نباید قاعدتا جزو گروهی باشید که معمولا برای باز کردن درب ظرفهای مختلف خوراکی و نوشیدنی، دست به دامن دیگران میشوند! مگر اینکه زیر 13 سال سن داشته باشید!
در این صورت به سادگی خود را تست کیند و خود را گول نزنید: آیا بالای 13 سال سن دارید؟ آیا پیش آمده است که حتی یکبار، فقط یکبار، برای باز کردن درب شیشه مربا یا نوشابه یا هر چیز دیگر، دست به دامن پسرخاله یا دختر عمو یا حتی مادر خود شده باشید؟
اگر جواب شما مثبت است، شما بطور مشخص در قدرت بدنی مشکل دارید! و بدانید که این موضوع اصلا کوچک نیست زیرا بطور مشخص با روحیه شما و انرژی فیزیکال شما مرتبط است؛ یعنی با زندگی شما ارتباط دارد!
قبل از اینکه دفعه بعدی برسد و شما بازهم برای باز کردن درب فلان چیز به دوستتان و یا پدرتان رجوع کنید، به فکر فرو روید و برای قدرت دستان خود راهی بیاندیشید.
پاورقی: حتما توجه داشته باشید که وقتی فشار زیادی را برای بازکردن درب برخی چیزها مثل شیشه مربا یا نوشابه یا آب لیمو اعمال میکنید، دست شما در اثر شکستن شیشه در پنجه ها آسیب نبیند.

لطفا برای مشاهده آرشیو مقالات ورزشی به صفحه آرشیو بخش اول و یا دوم رجوع کنید

contact.html
حق تالیف و مولف(ح) تمام حقوق متعلق به سایت هارد فریسک است.

هرگونه کپی برداری از محتوای این سایت باید با مجوز کتبی صاحب آن، یعنی آقای کاوه سیدمفیدی باشد.

برگ نخست سایت ورزشی هارد فریسک
آرشبو مقالات ورزشی، بخش اول

آرشبو مقالات ورزشی، بخش دوم

تغذیه و بهداشت

فروشگاه لوازم ورزشی
تماس با هارد فریسک
قوانین استفاده از سایت